حرمله ابن كاهل اسدى:
وى يكى از سران جنايتكار سپاه شام بود كه با بىرحمى تمام بهقتل و غارت خاندان وحى در كربلا كوشيد و با جنايات خود، روىجنايتكاران تاريخ را سفيد كرد.
او سرانجام به دست مختار افتاد. وقتى يقين كرد كه كشته مىشودچنين لب به سخن گشود:
اى امير! در كربلا سه تير سه شاخه داشتم كه آنها را با زهرآميخته كرده بودم. با يكى از آنها گلوى على اصغر را كه درآغوش پدرش بود. دريدم. با دومى هنگامى كه امامحسين(ع)پيراهنش را بالا زد تا خون پيشانىاش را پاك سازد. قلبشرا نشانه گرفتم و با سومى گلوى عبدالله بن حسن(ع)را كهدركنار عمويش بود. شكافتم.
مختار كه جنايات حرمله را از زبان خودش شنيده بود تصميم گرفتكه او را به سختترين شكل مجازات كند. براى روشن شدن چگونگىمجازات او حديث زير را مىخوانيم:
«منهال بن عمرو كه از اهالى كوفه بود، مىگويد: براى انجامحجبه مكه رفتم. بعد از انجام مناسك حجبه مدينه رفته به حضورامام سجاد(ع)شرفياب شدم. حضرت پرسيد: حرمله بن كاهل اسدى چهكار مىكند؟
گفتم: او زنده است و در كوفه سكونت دارد. امام دستهاى خود را به آسمان بلند كرد و فرمود: «اللهم اذقهحر الحديد، اللهم اذقه حر النار» ; خدايا! داغى آهن را به اوبچشان. خدايا! داغى آتش را به او بچشان.
به كوفه بازگشتم. مختار ظهور كرده و بر اوضاع مسلط شده بود. بعد از چند روز، به ديدار مختار شتافتم. او را در بيرون خانهاشملاقات كردم. به من گفت: اى منهال! چرا نزد ما و زير پرچم مانمىآيى و به ما تبريك نمىگويى و در قيام ما شركت نمىكنى؟
گفتم: به مكه رفته بودم. باهم گرم صحبتشديم تا به ميدان«كناسه» كوفه رسيديم. در آنجا مختار توقف كرد. فهميدم كه درانتظار كسى است. زمانى نگذشت كه چند نفر نزد او آمده گفتند: اىامير! بشارت باد كه حرمله دستگير شد. سپس ديدم چند نفر ديگرحرمله را كشان كشان نزد مختار آوردند. مختار با ديدن حرملهگفت: سپاس خداوندى را كه مرا بر تو مسلط نمود.
سپس فرياد زد: الجزار الجزار; (يعنى آى قطع كننده)جزار حاضر شد. مختار به او روكرد و گفت: دستهاى حرمله را قطعكن. او چنين كرد. آنگاه فرياد زد: پاهايش را نيز قطع كن. جزارچنين كرد. سپس صداى مختار بلند شد: آتش بياوريد. آتش بياوريد.
طولى نكشيد كه با جمع كردن نىها آتشى شعلهور شعلههاى آتشزبانه مىكشيد. حرمله را با دست و پاهاى بريده داخل آتشافكندند.
با ديدن اين منظره گفتم: سبحان الله! مختار كه به شگفتى منپى برده بود گفت: ذكر خدا خوب است ولى چرا تسبيح گفتى؟!
گفتم: در سفر حجبه محضر امام سجاد(ع)رسيدم. حضرت جوياى حالحرمله شد. وقتى برايش گفتم كه او در كوفه زنده است، دستبهآسمان بلند نموده، فرمود: خدايا داغى آهن و آتش را به اوبچشان. اكنون شاهد به اجابت رسيدن دعاى امام هستم. مختارپرسيد: آيا به راستى اين سخن را از امام سجاد(ع)شنيدى؟ گفتم: آرى به خدا سوگند شنيدم. مختار از مركب خود به زير آمد و دوركعت نماز بجا آورد و سجدههاى طولانى انجام داد. آنگاه فرمود: على بنالحسين(ع) نفرينهايى كرد و خداوند نفرينهاى او را به دستمن اجرا نمود.
به نقل از سايت الشيعه
سوزاندن خولی
مختار به خولی گفت در کربلا چه کردی ؟ گفت : نزد علی بن حسین (ع) آمده پوستین زیر او را برداشتم و مقنعه و گوشواره زینب (ع) را هم برداشتم . مختار گریه کرد و گفت او به تو چه گفت ؟ گفت : او به من گفت : خداوند دست ها و پاهای تو را قطع خواهد کند و خداوند تو را قبل از آتش آخرت به آتش دنیا بسوزاند مختار (ره) گفت : به خدا قسم دعای آن طاهره مظلومه (ع) را مستجاب خواهم کرد.
زجر کش کردن حصین و شرحبیل
مختار گفت : حمد خدای را که تو را به دستم رسانید ! بعد گوشتش را با قیچی برید تا مرد .
شرحبیل که در کربلا از پشت بر صورت امام حسین (ع) زد ، مختار دستور داد تا او را با آتش بسوزانیدند.
در دنیا و آخرت سیراب نشوی!
اما دونفر را دیدم که همیشه به دنیال سقاها بودند . آب آنها را تا آخر می نوشیدند اما سیر نمی شدند ؛ زیرا او امام را دیده بود که آبی را به دهانش نزدیک کرده و از آن می نوشیدند ، او به آن حضرت تیری انداختند ، امام فرمودند : ( خداوند در دنیا و آخرت تو را از آب سیراب نکند ) . پس مرد تشنه ، خود را در داخل فرات انداخت و آن قدر آب نوشید که به هلاکت رسید
کتاب لهوف نوشته سید ابن طاووس
عاقبت شمر بن ذی الجوشن :
شمر ( لعنت الله علیه ) در روز عاشورا فرمانده جناح چپ میدان بود كه بعد از به شهادت رساندن امام حسین ( ع) عبید اله سر امام حسین را همراه او به شام نزد یزید فرستاد و بعد از آن به كوفه بازگشت .
وی پس از جنگ شورشیان كوفه با مختار كه فرماندهی چند گروه را بر عهده داشت از كوفه متواری شد . اما مختار در تعقیب این عنصر خبیث بود . لذا ابوعمره كه از یاران صمیمی مختار بود و كینه قاتلان امام حسین ( ع) را در دل داشت ، از طرف مختار مامور كشتن شمر شد . وی شمر را در یكی از روستاهای بصره یافت . ابوعمره طی یك درگیری شمر را زخمی كرد و سپس به اسارت در آورد . او را نزد مختار آوردند .مختار دستور داد او را گردن زده و جسد او را در دیگ روغن جوشیده قرار دهند و سر شمر را با پای لگد کوب کنند.
عاقبت عبید الله بن زیاد :
عبید اله بن زیاد را كه ابن مرجانه نیز می گویند ( زیرا نام مادرش كنیزی زناكار و مجوسی به نام مرجانه بود ) او والی كوفه در زمان حادثه عاشورا بود كه شهادت امام حسین ( ع) و یارانش به دستور او صورت گرفت مختار نیروهایش را آماده كرد و فرماندهی آن را به ابراهیم بن مالك اشتر داد . ابراهیم با شجاعتی كه داشت ، لشگر ابن زیاد را متواری ساخت و تعدادی از فرماندهان و سربازان او را به هلاكت رساند . تا سرنجام به سراغ عبید اله ابن زیاد رفته وبا ضربت شمشیر او را دو نیم ساخت و سر بریده اش را برای مختار هدیه آورد و جسد آن خبیث را در آتش سوزاندند.
عاقبت عمر سعد :
مختار در آن روزهایی كه دست به انتقام خون شهدای كربلا زد ، نسبت به عمر سعد بیش از همه حساس بود . از طرفی قبلاً به خاطر مصالحی امان نامه ای به عمر سعد داده بود و از طرف دیگر عمر سعد هم بهانه ای به دست مختار نمی داد تا در شورش علیه مختار شریك نباشد و لذا مجازات وی به تاخیر افتاده . هنگامی كه عمر سعد متوجه شد كه مختار در صدد دستگیری و مجازات اوست یك شب از كوفه پا به فرار گذاشت . مختار متوجه ماجرا شد ، لذا خوشحال شده و این حادثه را بهانه ای برای نقص پیمان بشمار آورد . از این رو كسی را به دنبال فرزند عمر سعد یعنی حفص فرستاد . از وی پرسید پدرت كجاست ؟ گفت در منزل خود است . مختار ابوعمره را مامور جلب عمر سعد كرد ، وی نیز فوراً اطاعت كرده و عمر سعد را برای مختار جلب كرد . عمر سعد قصد نبرد داشت كه ابوعمره فرصت نداد وشمشیر خود را بر فرق عمر سعد شد و او را به درک واصل کرد و سر از بدنش جدا کرده و برای مختار آورد. مختار رو به حفص كرد و گفت آیا این سر را می شناسی ؟ گفت : این سر پدرم است . سپس مختار دستور داد حفص را هم به پدرش ملحق كنند كه سر وی را جدا كرده ، كنار سر پدرش نهادند .
عاقبت سایر جنایتكاران :
انتقام از جنایتكاران قیام عاشورا عموماً به دست مختار و اطرافیانش صورت گرفت . به عنوان نمونه اولین گروهی كه مختار از آنها انتقام گرفت ، كسانی بودند كه با اسب بر بدن امام حسین ( ع) تاخته بودند . مختار دستور داد آنها را دستگیر كرده ، آوردند . سپس آنها را به پشت خوابانده،دست و پاهایشان را به زمین میخکوب کرد،آنگاه دستور داد که اسب بر بدن آنها تاختند تا پیکرهای آنان سرکوب شد و بعدا آنان را سوزاندند. اما عاقبت حرمله بن كاهل اسدی ( لعنت اله علیه ) كه طفل شش ماهه را به شهادت رسانده بود . چون حرمله را آوردند مختار دستور داد دستهای او را قطع کنند و بعد از آن پاهایش را و بدن او را در آتش انداختند و وی را زنده زنده به هلکت رساندند.
یكی دیگر از جنایتكاران سنان بن انس نیز از كوفه به بصره گریخت . طرفداران مختار خانه او را ویران كردند و در اطراف بصره كمین كردند تا او را دستگیر كنند . روزی انس از بصره بسوی قادسیه در حركت بود . نیروهای مختار بر وی یورش برده و او را بین عذیب و قادسیه دستگیر كردند .نخست انگشتان او را بریدند،سپس دستها و چاهایش را قطع کردند.آنگاه در دیگ روغن زیتون که جوشیده بود انداختند. چرا كه سنان سینه حضرت را نشانه رفته بود و بنابر قولی تیری بر گلوی آن حضرت زده و بدن ایشان را با نیزه سوراخ كرده بود .
و خولی بن یزید اصبحی نیز در خانه خویش مخفی گشته بود . نیروهای اطلاعاتی مختار ، جایگاه او را گزارش داده و ماموران گشتی وارد خانه او شده . زن خولی به نام نوار كه مخالف او بود و وی را در شهادت امام حسین ( ع) توبیخ می كرد در خانه بود . از او خواستند تا جایگاه خولی را نشان دهد . نوار گفت نمی دانم ، ولی با دستش به مخفیگاه شوهرش اشاره كرد . ماموران خولی را پیدا كرده و بدنش را به آتش کشیدند.
یه باد داشته باشید که ستمکاران و جنایتکاران نه تنها در آخرت بلکه در
همین جهان هم روز خوش نخواهند دید
منبع : http://forum.mehremihan.ir/b18/t12/
... شما وقتی به جامعه عرب در صدر اسلام برگردید، مینگرید که یکی از دلایلی که باعث وقوع فاجعه عاشورا شد، فقدان یکی از این چهار عامل است. یعنی جامعهای است که در ان ایمان رخت بربسته، عمل صالح وجود ندارد، تواصی به حق نیست و مردم همدیگر را کنترل نمیکنند، تواصی به صبر نیست،مردم در برابر زور و قدرت دچار سرخوردگی میشوند و صبوری خودشان را از دست میدهند. همان مردمی که حسینبنعلی را به کوفه دعوت میکنند برای این که ناجی آنها شود و حکومتی را تشکیل دهد، همان مردم وقتی که در برابر زور و سرکوب قرار میگیرند، مرعوب، سرخورده و منفعل میشوند و عامل سست عنصری و واخوردگی موجب میشود که حسینبنعلی در ان شرایط حساس و در اوج خظر در صحرای خشک و بی آب در برابر لشگر جرار تنها بماند، هر چند بعد از این واقعه همان کسانی که امام حسین را دعوت کرده و سپس تنهایش گذاشته بودند، همان مردم پس از آنکه تاوان کردار خوبش را میدهند دچار پشیمانی میشوند و حرکتهای انتقام جویانه شدیدی را سامان میدهند، اما دیگر دیرشده و زمانی است که پیکر حسین پاره پاره شده.
منبع : عمادالدین باقی/ مقاله مدل تحقیقی عاشورا با الهام از سوره والعصر/ برگرفته از کتاب: جامعه شناسی قیام امام حسین(ع) و مردم کوفه / نشر نی چاپ دوم 1384/ تهران
قيام عاشورامهمترين حادثه درتاريخ تشيع است بهطوري كه صورت وسيرتشيعه رادگرگون كرد وبه آن پشتوانه حماسي و عاطفي دادوتشيع رابه مذهب حماسه وخون مبدل نمود. يكي ازمورخان ميگويد:تشيع پس از رويداد عاشوراباخون شيعهآميخت و در ژرفاي جانهايشان جوشش زد و اعتقادي راسخ در درونشان پديد آورد.
بنابراين كربلا و شهادت براي شيعه از قالب لفظ ومكان خاص به يك مفهوممقدس وايجاد كننده حماسه هادرطول تاريخ تبديل شده است. حماسه عاشورا در طولتاريخ سرمشقي براي تشكيل حكومت مبارزه باظلم بوده است. در تاريخ معاصر مانيزامام حسين (ع) كربلا و شهادت نقش الهام بخش خود را به خوبي ايفا كرده است. درانقلاب اسلامي ايران كه بي شك بزرگترين حادثه قرن و شايد بعد از زمان ائمه(ع)بزرگترين حادثه تاريخ تشيع، نقش حماسه كربلا كاملاً واضح است.
اين كه يك ملت تنها و مظلوم در مقابل شرق و غرب با آن همه سلاحهاي ماديو تبليغات گسترده بايستد و به همه «نه» بگويد و باآن همه سختيها مقاومت كند هيچتوجيهي جز الهام گرفتن از حماسه عاشورا ندارد. در دوران انقلاب شعارهاي راهپيماييوتظاهرات، پيامهاي امام، مقاومت مردم و...سخنراني امام در عاشوراي 42 و قيام قمنتيجة عاشورا بود. امام بارها فرموده بودند كه ما هرچه داريم از امام حسين است.
امام خميني در پيامي به مناسبت قيام قم مينويسد: «ماهي كه خون برشمشيرپيروز شد...ماهي كه به نسلها در طولِ تاريخ راه پيروزي بر سر نيزه را آموخت، ماهي كهشكست ابرقدرتها را در مقابل كلمة حق به اثبات رساند. اكنون كه ماه محرم چونشمشير الهي در دست سربازان اسلام و روحانيون معظم و خطباي محترم وشيعيان عاليمقام سيدالشهدا است بايد حد اعلاي استفاده از آن را بنمايند».
پس از پيروزي انقلاب اسلامي امام در سخنراني محرم سال 58 لزوم پايبندي بههمان شعائر را ياد آور شده فرمودند:
«همان سينه زنيها، همان نوحه خوانيها، همان رمز پيروزي است در سرتاسركشور مجلس روضه باشد».
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، با تحميل جنگ به ايران تمامي دنياي كفر والحاد در مقابل اين ملت مظلوم قرار گرفت، ولي در زمان دفاع مقدس نيز حضور حماسيعاشور در روحية مردم و رزمندگان و صبر و تحمل گرفتاريها در زمان جنگ و بعد از اننيز از ديدنيها وشنيدنيها است.مقاومت عدة محدودي در خرمشهر باياد ونامامامحسين (ع) و عملياتهاي رزمندگان بانام و رمز ياحسين و عاشورا و كربلا-زيارتهاي عاشوراي رزمندگان - بازوبندها و پيشاني بندها و نوشتههاي روي آنوحتي رنگ انتخابي آن، مقاومت خانواده شهدا وصبر وتحمل آنها، بردباري جانبازانباياد امام حسين و اباالفضل العباس ومقاومت آزادگان در سختترين شرايط همه و همهنشانگر تأثير عظيم اين حماسه بزرگ در وجود شيعه است. در اين نوشته تأثير حماسهحسيني را در لحظات مختلف دفاع مقدس بررسي خواهيم كرد.
1 - تأثير حماسة عاشورا بر پيامها و سخنرانيهاي امام (ره) در رابطه باجنگ و رزمندگان)
امام خميني در پيامهاي خود به مناسبتهاي مختلف بهخصوص سالگرد جنگتحميلي و سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي سعي ميكردند روحية شهادتطلبي و اقتدا بهراه امام حسين را در مردم و رزمندگان زنده نگهدارند. ايشان در پيام در بهمن ماه سال 62ميفرمايد:
«اين حيات و اين روزي غير از زندگي در بهشت و روزي در آن است، اين لقا استو ضيافة الله ميباشد. آيا اين همان نيست كه براي صاحبان نفس مطمئنه وارد است(فادخلي في عبادي وادخلي جنّتي) كه فرد بارز آن سيّد شهيدان - سلام الله عليه - استكه اگر آن است چه مژدهاي براي شهيدان در راه امام حسين (ع) كه همان سبيل اللّه استاز اين بالاتر، كه در جنتي كه آن بزرگوار، شهيد في سبيل الله وارد ميشود و در ضيافتي كهآن حضرت حاضرند به اين شهيدان اجازه دخول دهند كه غير از ضيافتهاي بهشتياست و آنچه در وهم من و شما نيايد، آن بود. بحمداللّه شهيدان ما كه پيرو شهيد عظيمالشأن اسلام هستند جمهوري اسلامي را بيمه كردند.»
امام هميشه بر عزاداري سيدالشهدا تأكيد وآن را حافظ شيعه ميدانستند،همچنين عزاداريها را فرياد بر سر ستمگران هردوره ميدانستند:
«از مراسم عزاداري سيد مظلومان و سرور شهيدان حضرت اباعبدالله الحسينهيچگاه غفلت نكنيد... ومي دانيد كه لعن و نفرين وفرياد از بيداد بني اميه - عليهماللعنة- با آن كه منقرض و به جهنم رهسپار شدهاند فرياد بر سر ستمگران جهان و زندهنگه داشتن اين فرياد ستم شكن است...همه بايد بدانيم آنچه موجب وحدت بينمسلمين است اين مراسم سياسي است كه حافظ مليت مسلمين به ويژه شيعيان ائمهاثني عشر صلوات اللّه است».
امام خميني، عاشورا و امام حسين را احيا كنندة دين اسلام تا آخر الزمانميدانستند، در آخرين پيام نوروزي ميفرمايند:
«امام حسين احيا كنندة دين اسلام بود از صدر اسلام تا آخر الزمان».
امام خميني در پيامهاي خود شهداي جنگ تحميلي را دركنار شهداي كربلا قرارميدادند و اين نشان از تأثير حماسة عظيم عاشورا بر امام بود، امام در نامهاي خطاب بهفرزند يك شهيد ميفرمايد:
«خداوند تعالي همة شهداي اسلام مخصوصاً شهيد شمارا با شهداي كربلامحشور فرمايد».
يكي از تحولات زمان جنگ حركتِ عظيم رزمندگان به سوي جبههها بود كهاسامي مختلفي به خود گرفته بود، يكي از اينها حركت كاروانهاي كربلا بود كه چه شوقعظيمي در مردم و حتي امام خميني (ره)ايجاد كرده بود بهطوري كه امام در آن زمان درپيامهاي مختلف بارها اين كلمه را بهكار ميبرند كه تأثير اين كلمات حماسي را بر امام ودر نتيجه بر مردم و رزمندگان از خود نشان ميدهد.
امام در پيامي به مناسبت دهة فجر سال 64 ميفرمايند: بار الها اين كشور وابستهبه رسول اكرم (ص) و اهل بيت گرامي اوست... راهيان عزيز كربلا اين سلحشورانِ فداكارِدر راه حق را به مقصد والاي خود برسان».
همچنين در پيامي به مناسبت سرنگوني هواپيماي مسافربري در سال 64 توسطعراق ميفرمايند: «مگر ما و شما هر روز شاهد اين كاروانهاي كربلا نيستيم كه باشور وشوق و عشق وعطش به پيشباز شهادت ميروند...خداوند به رزمندگان جبههها اينراهيان كربلا پيروزي نهايي عنايت فرمايد».
امام در پيامي به سمينار لبيك ياامام ميفرمايد: «خداوندا، به ارتشيان، سپاهيان وبسيجيان و راهيان كربلا اين رزمندگانِ خالص و عارفِ مادر مصاف بادشمنان خودموفقيت عنايت فرما».
و نتيجه همين كاروانهاي كربلا، عمليات عظيم والفجر هشت و تصرف فاو يعنيبزرگترين ضربة نظامي دشمن بود.
امام بهمناسبت انتخابات مجلس سوم، پيامي فرستادند كه براي آنانكه اهل فكرو تأمل هستند شايد عجيبترين پيام امام و براي آنانكه ذرهاي شك در الهي بودن اينمسير مقدس دارند بزرگترين نردبان براي رسيدن به يقين است.امام دراين پيام كهبراي تشويق مردم به حضور در انتخابات صادر شده بود و در حالي كه جبهههاي جنگآرام بود يكباره گريزي حماسي به مسائل جنگ ميزند و با استفاده از همان تأثير قيامامام حسين (ع)فرياد بر ميآورد كه حسينيان آماده باشند و سه هفته بعد حملات گستردهعراق به جبههها شروع ميشود:
«ملت شهيد پرور ايران بدانند اين روزها روز امتحان الهي است، روز پرخاش عليهكساني است كه با اسلام كينه ديرينه دارند، روز انتقام از كفر و نفاق است، روز فداكارياست، روز عاشوراي حسيني است، امروز ايران كربلاست، حسينيان آماده باشيد...نهراسيد... امروز روز حضور در حجلة جهاد وشهادت وميدان نبرد است».
امام در پايان جنگ پس از قبولِ قطعنامه پيامِ مظلومانه و مهمي به مناسبتسالگرد كشتار حجاج بيت اللّه الحرام و قبول قطعنامه صادر فرمودند. در آن زمان درحاليكه يأس و نااميدي به سبب حوادث ناگوار سال 67 مردم را فراگرفته بود و مناطقمختلفي بهدست عراق افتاده بود متجاوزين مغرورانه فرياد پيروزي سر ميدادند، اين پيامحماسي چنان آرامشي به مردم و رزمندگان داد كه هيچ چيز جاي آنرانميگرفت.
اصلاين پيام برگرفته از حماسة عاشورا و پيامهاي حادثة كربلا بود. شكست در مقابلعمل به تكليف معنا ندارد همانگونه كه براي امام حسين معنا نداشت. قسمتهايي ازاين پيام نشاط بخش و حماسه آفرين:
«خوشا به حال مجاهدان، خوشا به حال وارثان حسين (ع)، آمريكا بايد بداند كهشهادت در راه خدا مسئلهاي نيست كه بشود با پيروزي يا شكست در صحنههاي نبردمقايسه كرد، مقام شهادت خود اوج بندگي و سير وسلوك در عالم معنويت است... ماميگوييم: تا شرك و كفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم...
پدران و مادران و همسران و خويشاوندان شهدا،اسرا و مفقودين ،معلولان،فرزندان شما در كنار پيامبر اكرم (ص) و ائمه اطهارند. پيروزي ياشكست براي آنان فرقيندارد...ماتابع خداييم و به همين دليل طالب شهادتيم...به دولتها و حكومتهاي منطقهميگوييم خودتان، كشور و مردم اسلامي را در برابر آمريكا اين قدر ذليل و ناتوان نكنيد،اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد.
«...كسي كه براي رضاي خدا به جهاد رفته و سر در طبق اخلاص و بندگي نهادهاست حوادث زمان به جاودانگي وبقاي جايگاه رفيع آن لطمهاي وارد نميسازد.....خونشهيدان براي ابد درس مقاومت براي جهانيان داده است و خدا ميداند كه راه و رسمشهادت كور شدني نيست و اين ملتها و آيندگان هستند كه به راه شهيدان اقتدا خواهندنموده و همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت مزار عاشقان و عارفان ودلسوختگان و دارالشفاي آزادگان خواهد بود، خوشا به حال آنانكه با شهادت رفتند».
ميبينيم كه شهادت و كربلا و امام حسين ماية اصلي پيامهاي امام و بهخصوصپيامهايي است كه در لحظات حساس باعث حفظ روحية ايثارگري و شهادت مردم ورزمندگان ميشد.
امام در آخرين پيام نوروزي در سال 67 در لزوم صبر و مقاومت با تأسي بهسيدالشهدا (ع) ميگويد: «..ما با اين طاغوتها چه بكنيم، بايد همان طوريكهسيدالشهدا - سلام اللّه عليه - تمام حيثيت خودش، جان خودش را، بچه هايش را، همهچيز را، در صورتيكه ميدانست قضيه اينطور ميشود». يعني با الهام از امام حسينبايد ايستاد و فداكاري كرد.
«وقتي كه سيد انبيا را ملاحظه ميكنيم ميبينيم كه در راه اين پاسداري همه چيزرا دارند، در طول تاريخ زحمتها را متحمل شدهاند و چنانچه در وقتي همان وضعي كهبراي حضرت سيدالشهدا پيش ميآمد براي هريك از اولياي خدا پيش ميآمد همينفداكاري را ميكردند».
2 - تأثير حماسة عاشورا بر روحيه رزمندگان در سالهاي دفاع مقدس
يكي از بزرگترين عملياتهاي رزمندگان در طول جنگ تحميلي عمليات خيبربود كه در منطقه هور الهويزه با وسعت عمل بسيار زياد اجرا شد. به خاطر آبي - خاكيبودن منطقه، جنگيدن و حفظ موقعيت بسيار مشكل بود. يكي از محورهاي عملياتي اينمنطقه طلائيه بود. تمركز آتش دشمن در طلائيه كه زميني محدود است بسيار زياد بود، ازدست دادن اين منطقه منجر به از بين رفتن تمام زحمات در اين عمليات ميشد.فرماندهي اين قسمت به شهيد حاج حسين خرازي سپرده شد، او تمام نيروهاي تحتامر را جمع كرده ميگويد: «امشب شب عاشورا است، امام دستور دادهاند در طلائيه عملكنيم، ما با تمام توان لشكر به دشمن خواهيم زد، هركس ميتواند بماند و هركسنميتواند آزاد است برود».
آتش فوق العاده دشمن در آن منطقه بهقدري زياد بود كه شهيد حجة الأسلامميثمي ميگويد «هركس در طلائيه ايستاد اگر در كربلا هم بود ميايستاد». وبالاخرهمقاومت رزمندگان باعث حفظ اين منطقه شد.
در اينجا جملهاي از سردار بزرگ جنگ تحميلي، دكتر چمران، ميآوريم كه او نيزامام حسين را راهنما والگوي خود ميداند:
«من پيشاپيش شما پرچم شهادت را به دوش ميكشم و هركس به راه حسينمعقد است ميتواند مرا دنبال كند...و آن قدر خواهيم جنگيد تا به افتخار شهادت نايلشويم».
سخنرانيهاي امام و مسئولان، زيارتهاي عاشورا در جبهه، عزاداريهاي امامحسين در سنگر، همه و همه در تقويت روحيه رزمندگان بسيار مؤثر بود.
بازوبند و پيشاني بندهاي رزمندگان و نوشتههاي روي آنها كه همه وهمه الهامگرفته از حماسه عاشورا و امام حسين و وامام حسين و اباالفضل العباس بود نشان از تأثيرعميق نهضت امام حسين بر رزمندگان دارد.
3 ـ تأثير حماسه امام حسين (ع) بر نوشتهها و خاطرات رزمندگان
در اكثر خاطرات مكتوب رزمندگان اثري از تأثير پذيري آنان از قيامامامحسين(ع) ديده ميشود نمونهاي از اين خاطرات گوياي اين واقعيت است.
«در منتهي اليه پيشروي چشمشان به جواني افتاد كه مجروح برزمين افتاده بود وزير لب زمزمهاي ميكرد. او قاسم خط شكن بود كه زير لب زينبش را صدا ميكرد، سيمايمعصومانة دخترش را كه لحظاتي بعد بي پدر ميشد طلب ميكرد تابوسهاي بر آن بزند ورابطة عميق پدر و دختر را در فرهنگ جنگ تثبيت كند تا زينبش در آينده همان زينب
امام حسين (ع)، پيامبر خون شهدا شود. قاسم جعفري يك بار ديگر دخترش را صدا زدوبعد از همه چيز دست كشيد».. صالحي با خلوص و معصوميتي غريب امام حسينمظلوم را صدا ميزد و بر مظلوميت آن حضرت گريه ميكرد. او دريافته بود كه در آن لحظهفقط امام حسين(ع) ميتواند به فريادش برسد زمزمهاش آهنگ لطيفي به خود گرفته بود.حاجي به كمك دو بسيجي او را روي برانكارد قرار داد. صالحي يك بار ديگر چشمش بهدو پاي قطع شدهاش افتاد و گفت: آن دو تا را كنارم بگذاريد. صالحي همچنان امامحسين را صدا ميكرد. پاسدار گفت: قربانعلي من امشب ميخواهم اگر شده با جسد منپل بسازيد بايد براي بچهها راه درست كنيد، سپس گفت يااباعبد اللّه الحسين من تحملاين صحنه هارا ندارم من آرزو ميكردم در ركابت شمشير بزنم ولي حالا ميفهمم آنهفتاد ودو تن كه باشما بودند در چه شرايط سختي ميجنگيدند...
يك سپاهي چنان باالتماس باامام حسين حرف ميزد كه گويي امام را جلو خودشميديد. او در خاطراتش ميگويند:
«مجروح سرش را به ديوار سنگر تكيه داد، آرام و بريده گفت:اي كاش ميدانستمحرم اباعبداللّه الحسين كدام طرف است. اشك از ديدگانش باريدن گرفت. صورت او را بهطرف كربلا نگه داشتيم اما او باز هم از نوشيدن آب امتناع كرد و يكباره فرياد زد نه نهنمينوشم، آخر آقا امام حسين با لب تشنه شهيد شد. مجروح با ذكر نام سالار شهيدان وسرور آزادگان حسين بن علي چشم فروبست».
باافزايش گرماي هوا اميد ما نيز كمتر ميشد.صحراي كربلا در نظرمان مجسمميشد واين حالتي روحاني و معنوي به ما داده بود. اشعة آتشين خورشيد بدنهايمان راميسوزاند.....اينجا بود كه باجگري سوخته خدا را قسم داديم كه همانطور كه واقعاً كربلادر نظرمان مجسم شده و آن عطش سنگين را با ذره ذرة وجودمان آزمودهايم همان صبرو تحمل عاشورايي را كه به حسينيان عطا نمودهاي به ما نيز رحمت كن.
به نقطهاي تقريباً رو به كربلا چشم دوخت و بالحن شوريدهاي ادامه داد: درستاست كه از كربلا و نينوا دوريم ولي من امام حسين (ع)را ميبينم و برق شمشيرش را وعباس (ع) را كه آرام روي تل خاكها نشسته است باديدن آنها دردم را فراموش ميكنم.و نمونه ديگر از هزاران خاطره:
برادري بنام مرتضي ذوالفقاري كه يك برادر او در والفجر دو به شهادت رسيده بوددر عمليات مجروح شد وبراي درمان به عقب نرفت، او دائم امام حسين (ع) را صداميكرد وقتي تقاضاي آب ميكرد به خاطر شدت جراحات نتوانستيم به او آب بنوشانيم، اوميگفت به زودي از دست امام حسين (ع)آب مينوشيم و پس از لحظاتي گفت: «السلامعليك يا اباعبد اللّه و به شهادت رسيد».
4 - تأثير حماسه عاشورا بر وصيت نامة شهدا
امام خميني (ره)كه خود سالها اهل عرفان و تهجد بودهاند در وصف وصيت نامةشهدا ميفرمايد: اين وصيت نامهها انسان را ميلرزاند و بارها تذكر داده بودند اين تحوليكه در جوانان ايران به وجود آمده است به بركت اسلام و اهل بيت ميباشد. با نگاهي گذرابه وصيت نامههاي شهدا ميبينيم كه تقريباً در اكثر وصيت نامهها نام و يادامامحسين(ع) و ياجملاتي برگرفته از فرمايشهاي آن بزرگوار و برادر مظلومش اباالفضلالعباس به چشم ميخورد و به عبارتي كل وصيت نامهها الهام گرفته از نهضتامامحسين(ع)است.
در اينجا نمونه هايي از وصيت نامة عرفانيِ فارغ التحصيلان مدرسه عشق راميآوريم:
تواي حسين (ع)اي تو كه معشوقي در مسلخ عشق صدها عاشقت را به قربانگاهكشاندي، اي سيداالشهدا (ع) كه آخرين شب حيات را از دشمن مهلت خواستي، نه برايوداع با دنيا، باتمام وقاحت، كه اسفل السافلين است بلكه براي وصال به عقبي باتمامعظمتش...امروز جوانان ما تو را رهنمون راه خويش ساختهاند.
خدايا، مامكتب شهادت را از كسي آموختيم كه فرياد، أحلي من العسل اينانتخابش براي ما الگو گشت.»
بار الها، سالها ازكودكي تا به امروز نام حسين در ذهنم پرتو افشاني ميكرد،حسين (ع)برايم متجلي شده است و حال دانستم كه حسين چرا اينگونه همه چيز و همهكس را قرباني كرد و از تو ميخواهم مرا در صف حسينيان قرار دهي.
دوست دارم در معركه جنگ، علي وار بميرم، نستوه و دلير و بيدار، در كربلاي عشقو خون و ايثار، يكبار كه سهل است دو صدبار بميرم)
من رستگاري را در اين ميبينم كه با الهام از مكتب ديني و قرآن راهي برگزينمكه همان راه پيروزي است، راه خونين سردار شهيدان امام حسين.
به نداي امام گوش كنيد كه همان نداي امام حسين در روز عاشورا است.
«من با درس گرفتن از سيدالشهدا و توفيق خداوند در جبهههاي حق عليه باطلشركت نمودم، بايد هجرت كرد اما هجرتي همراه با جهاد».
«امروز موقعيت ما مانند زمان امام حسين (ع) است، اسلام خون ميطلبد وقرباني ميخواهد و من به پيروي از حسينم و خميني عزيزم خون ميدهم تااسلام پايداربماند. مگر ميشود كه پشت سر حسين را خالي گذاشت و حركت او را تقويت نكرد و خود رامطيع حسين (ع)دانست.
راه فلاح ورستگاري خط خونين امام حسين (ع)است.
مامرگ سرخ كه همان راه سردار شهيدان حسين (ع)است را بر زندگي ننگينترجيح ميدهيم.
«بدانيد كه آگاهانه در اين راه قدم نهادهام، زيرا خون سرخ شهيدان از هابيل تاحسين (ع)واز حسين تاشهداي جنوب وغرب صدايم ميزنند كه چرا نشستهاي، ما درعصري زندگي ميكنيم كه ظلم سراسر جهان را فراگرفته است بايد خون بدهيم.»
پدرجان اين درس را حسين (ع) به ما آموخته است كه مرگ در راه خدا را بر زندگيذلت بار ترجيح ميدهيم.
درود بر پيامبر بزرگ اسلام كه چگونه زيستن را به ما آموخت و درود به فرزندرشيدش حسين (ع)كه چگونه مردن را به ما آموخت.
موقعي انسان ميتواند ادعاي حسين گونه بودن كند كه يزيد زمان را نابود كند و ياتنش در زير تانكها ساييده شود.
«زماني كه جسدم برروي دوش شماست، اگر باچشم دل بنگريد چشمم بسويكربلاست.»
مادر آن تربتي كه به دهان پسرت گذاشتي از كدامين خاك بود،آيا اين تربتپاكحسين (ع)نبود و تو بازبان بي زباني نگفتي لبيك يا حسين لبيك ياحسين، پسرمرابراي تو بزرگ ميكنم كه ادامه دهندة راه اسلام عزيز باشد و حال حسين زمانمارابهفرياد رسي جد بزرگوارش خواند ماهم فرياد برآوريم لبيك ياروحاللّه.
5 ـ تأثير حماسه عاشورا برادبيات جنگ
اكثر اشعاري كه در زمان جنگ دربارة دفاع مقدس و رزمندگان سروده شده است بهنحوي متأثر از قيام مظلومانه امام حسين (ع)ونبرد حماسي عاشورا است نمونه هايي ازاين اشعار:
ديروزت اگر رو به قتال آورديمدر پاسخ تو زبان لال آورديم
امروز به خيمه گاه آن دعوت ناب صد علقمه لبيك زلال آورديم
چون جامه سبز را به تن ميپوشدچون جام شراب لا زحق مينوشد
خون در رگ او چنانكه ميجوشددر دل خم با ياد شهيد كربلا ميجوشد
ماراهرو راه حسينيم اي خصمدلباخته پير خمينيم اي خصم
ما شير دلان بيشه توحيديم ميراث بر بدر وحسينيم اي خصم
ديباچه عشق و انقلاب استشهيدمنظوم بليغ آفتاب است شهيد
فرياد بلند ظهر عاشورا را باسرخي خون خود جواب است شهيد
قيامت كرده اين قامت خدارازده بر تارك تاريخ پارا
اگر چه پاي خود را داده ازدست به سر دارد هواي كربلا را
من شيعة سر به دار عشقمخونينم و يادگار عشقم
از شيفتگان كربلايمدر راه حسين مبتلايم
اي شهيد راه دين اي افتخار سرزمين برتو بادا آفرين اي زينت عرش برين
بانداي «ارجعي» پرواز كردي تا به عرش باحسين بن علي (ع)در عرش گشتي قرين
اي برتر از نهايت انديشه گامتان خورشيد عقل سايه نشين، زير بامتان
در مكتب امام شهادت نشسته ايدتجديد كربلاي حسيني قيامتان
ياران شهيد،خدا را ديدنددر باغ سحر ستارهها را ديدند
رفتند و به هفتاد و دو تن پيوستند سالار شهيد كربلا را ديدند
بخوان حماسه خونين كربلا با ماكه شد بسيط زمين هم صدا باما
دوباره پيكر صد چاك لاله آوردند به دامانگاه بهشتي فرشتهها با ما
بايد كه حماسهاي دگر ساز شودتا فتح بزرگ عشق آغاز شود
درب حرم غريب و تنهاي حسينتنها به كليد رزم ماباز شود
تا گذر دارد بسيجي بر شهيد آباد ما ميوزد عطر حضور يار اندر ياد ما
تا ز سمت كربلا آيد ندا هل من معيناز بلند عشق لبيك است مير فرياد ما
وقت است دلا كه راه ميدان گيريم از روح خدا دوباره فرمان گيريم
وقت است بركربلاي خون ديگر بارجان دادن براه عشق تا جان گيريم
اين سبكبالان كه تا عرش جنون سر ميكشند آفتاب وصل را چون صبح در بر ميكشند
فصل ديگر ميگشايند از آفتاب كربلاعشق را با جوهر خون نقش ديگر ميكشند
اي زشوق كربلا جان و تنت لبريز نور اي به دستت پرچم اللّه اكبر السلام
آرزويت ديدن يار و شهادت گشته است اي كه گفتي ننگ باشد مرگ بستر السلام
آن روز شقايق به نوا آمده بودخورشيد غمين و بي صدا آمده بود
گفتيم جرا شفق به خون ميغلطگفتند گلي زكربلا آمده بود
تا ديار دوست راهي نيست ياران همتي كربلا پيداست اينك بي قراران همتي
امروز ايران كربلا گرديده يكسربايد به قلب خصم زد سنگر به سنگر
امروز عاشورا است ياران روز جنگاستني روز سستي كردن و جاي درنگ است
ما توسن ظفر را با نيت زيارت از خاك پاك ميهن تا كربلا برانيم
تيز كن در گذر حادثه، تيغ و قمه راسپر تير بلا كن دل بي واهمه را
اي وارث ايثار ابوالفضل رشيدزنده كن بار دگر خاطره علقمه را
باز هنگامة پيكار حسين است ويزيدكيست ياري كند اينك پسر فاطمه را
فرياد ما امروز فرياد حسين است بر بازوي مابوسه پير خمين است
اي كربلا آغوش بگشا مارسيديم آغشته در خونيم اما رو سپيديم
رفتيم كه راه كربلا باز كنيمدر جبهه نبرد عشق آغاز كنيم
در سنگر خود نداي تكبير زنيم پيوسته چو مرغ عشق پرواز كنيم
در كعبه عشق با صفا بايد رفت مانند ذبيح زي فنا بايد رفت
از خطه عاشقان بي نام ونشان تاسنگر سرخ كربلا بايد رفت
از علمدار رشيد كربلا آموختم دست و پائي گه به عشق كربلا گم كرده ام
برگ برگش با حديث كربلا آغشته استدفتر عمري كه در كوي بلاگم كردهام
ماكه ويرانه نشين ره ايثار شديمدولت خون شهيدان هنر و ثروت ماست
اينها نمونهاي از تأثير حماسه عاشورا بر شعر دفاع مقدس بود.
تأثير اين حماسه برقسمتهاي ديگر ادبيات مثل داستان، فيلمونقاشي و...در گذرزمان كاملا محسوس است.
آنقدر حماسه عاشورا بر رزمندگان تأثير داشت كه حتي نامگذاريها در جبهههايجنگ متأثر از اين حماسه عظيم بود.نامگذاري مقرها، تيپها،موقعيتها،نامگذاريلشكرها و گردانها، نامگذراي عملياتها و رمز عملياتها، نامگذاري بيمارستانهايصحرائي و پلها و...همه وهمه متأثر از قيام خونين امام حسين وياران باوفاي آن حضرتبهخصوص پرچمدار عاشورا حضرت ابالفضل العباس بود. نكتهاي ديگر تأثير اين حماسهبر مقاومت صبر آزادگان قهرمان در چنگال دشمن بود كه در خاطرات منتشره و نامههايارسالي آنان ميبينيم كه تمامي اين صبر و تحملها بااقتدا به مظلوميت اهل بيت وبهخصوص امام حسين (ع) بوده است و نكته ديگر تأثير حماسة عاشورا بر صبر جانبازانعزيز است كه با تأسي به خاطرات اباالفضل(ع) مقاومت و صبر آنان در تاريخ خواهد ماندونكته آخر اينكه تأثير تاريخي حماسه عظيم امام حسين وعاشورا بر خانوادهشهدا،اسرا،جانبازان ومفقودان بي سابقه است اينكه فرزندمان را در راه حسين (ع)داديميا ما از امام حسين كمتر نيستيم كه همه چيزش را در راه اسلام داد بارها وبارهااززبانپدران و مادران و همسران شهدا شنيده شده است. بههر حال تأثير حماسه عاشورا برجنگ تحميلي و دفاع مقدس و مواردي كه ذكر شد هر كدام به مرور زمان روشنتر خواهدشد و هركدام نياز به چندين كتاب مستقل خواهد داشد.
منبع : www.ahl-ul-bayt.org
در هشت سال جنگ تحميلي عراق بر عليه ايران ، شهيداني که در راه خداوند با اقتدا به سرور و سالار شهيدان امام حسين (ع) آنچه را که داشتند در طبق اخلاص نهادند و با ولايت محوري و از خود گذشتگي براي ملت بزرگ ايران تاريخ ساز شدند ، براي همرزمان خود درد تنها ماندن و جا ماندن از قافله بزرگ و نوراني شان را بر جاي نهادند تا هرگاه که به اين تاريخ پرشکوه و افتخار آفرين مي نگرند ، حسرت را چاشني اشک هاي داغ خود سازند و براي بيان اين حسرت ، تنها به کشيدن آه سردي از اعماق جان خود قناعت کنند .
حاج حميد پارسا يکي از هزاران رزمنده اي است که پس از جنگ تحميلي ، آرزوي شهادت بر دل مانده به شهر خود برگشت اما درتمام سال هاي پس از جنگ سعي کرده است تا با انجام فعاليت هاي فرهنگي در زمينه دفاع مقدس ، به سهم خود ياد و خاطره شهداي هشت سال جنگ تحميلي را در دل هاي پاک مردم شهيد پرورايران اسلامي زنده بدارد و به اين صورت به جهاد خود ادامه دهد .
وي از دي ماه سال 1359 ، در حالي که تنها 3 ماه از آغاز جنگ تحميلي سپري شده بود ، در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل حضور يافت و در منطقه گيلان غرب و جبهه هاي آوزين به فرماندهي سردار سرلشکر شهيد مهدي شرع پسند و در کنار ديگر پاسداران کرجي به مبارزه با مهاجمان عراقي پرداخت و در حال حاضر مسئول معاونت تحقيق و پژوهش اداره کل بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس غرب استان تهران است .
حاج حميد پارسا از سال 1376 تا کنون گروه هاي زيادي از علاقمندان به راه شهدا را در قالب کاروان هاي راهيان نور تا مناطق جنگي همراهي کرده است .
در يکي از همين روزهاي زمستاني با او در دفتر کارش گپ و گفتي صميمي ترتيب داديم که مطالعه آن خالي از لطف نيست .
واژه راهيان نور چه چيزي را در ذهن شما تداعي مي کند ؟
آنچه مسلم است ، اين نکته است که شهدا فنا» في ا... هستند ، چون در راه خدا رفتند و آنچه که در رابطه با واژه "راهيان نور" به ذهن خطور مي کند ، اين است که اين راه ، راهي است که با طي کردن آن ما با اهداف شهدا آشنا مي شويم و اين اهداف نيست مگر ارزش هاي والاي ديني که ما را در نهايت به خداوند مي رساند . لذا وقتي مي گوييم "راهيان نور" ، منظور از نور ، همان آيه شريفه " ا... نور السموات و الارض ... " است و مي توان گفت اين راه در واقع راهي براي رسيدن به خداوند است .
فلسفه شکل گيري کاروان هاي راهيان نور چيست ؟
فلسفه شکل گيري کاروان هاي راهيان نور ، همان آيه 5 سوره مبارکه حضرت ابراهيم (ع) است که خداوند در اين آيه مي فرمايد " به راستي که ما موسي را با معجزاتي به پيامبري برگزيديم و به او امر کرديم که قوم خود را از ظلمات به سوي نور هدايت کن و روزهاي خدايي را به ياد قوم خود بياور که در آنها نشانه هاي حکمت آموزي است براي هر شکيباي شکر گزار." به ياد آوردن روزهاي خدايي يا همان ايام ا... ، در واقع موثرترين و ثمربخش ترين راهکاري است که خداوند براي هدايت بندگان خود از تاريکي ها به سوي نور و روشنايي ارائه مي دهد . اين روزهاي خدايي در واقع همان روزهايي است که در آنها براي ا... و در راه او گام هاي بلندي برداشته شده ، مانند روز مبعث ، روز عيد غدير و ... که در اوج همه اين روزهاي خدايي ، روز عاشوراست و مي توان گفت مجالس عزاداري امام حسين (ع) نيز بر مبناي همين فلسفه ايجاد شده است و ما مي بينيم که دفاع مقدس ما نيز الگو گرفته از حادثه عاشوراست . ايران پس از ايام ا... 22 بهمن ، در هشت سال جنگ تحميلي ، هجمه بسيار سنگين و بي سابقه اي را بر مبناي الگو گيري از عاشورا تحمل کرد . در اين هشت سال ، هر روز روز عاشورا بود و هر شهيدي که بر زمين مي افتاد ايران کربلايي ديگر مي شد . البته ايستادگي مردم ايران در درگيري هاي داخلي نيز بر مبناي همين فلسفه بود و ما بايد اين راه را که برگرفته از راه سيد الشهداست ، حفظ کنيم و به دست آيندگان بسپاريم . بايد روح عاشورايي جهاد و ايثار و شهادت در جامعه زنده بماند زيرا به تعبير امام خميني (ره) در هر جامعه اي که روح ايثار و شهادت طلبي وجود داشته باشد ، آن جامعه از هرگونه آسيبي در امان است .
اين اردوها از چه سالي پايه گذاري شد ؟
در زمان جنگ ، رزمندگان چندان در شهر دوام نمي آوردند و حتي زماني که براي مرخصي به شهر مي آمدند ، دلتنگ مي شدند و دوباره پيش از پايان مرخصي خود به منطقه برمي گشتند . وقتي که جنگ تمام شد و همه به شهرهاي خود برگشتند ، احساس دلتنگي مفرطي آنها را به صورت انفرادي يا چند نفره به مناطق جنگي مي کشاند و با سپري کردن چند روز در اين مناطق در حالي که روحي تازه مي يافتند و احيا مي شدند ، به محل زندگي خود برمي گشتند و بار ديگر براي رفع دلتنگي با دوستان ديگري به اين مناطق مراجعه مي کردند و من معتقدم که اين دست هدايت الهي بود که به ما کمک کرد و اين فضا باز شد تا همه مردم بتوانند به اين مناطق بروند و از نزديک با محل هايي که جگرگوشه هايشان هشت سال با دشمنان ايران جنگيدند و پرپر شدند ، آشنا شوند . تا اينکه در سال 1376 اولين کاروان دانش آموزي در قالب "کاروان راهيان نور" راهي اين مناطق شد و تا کنون تاثيرات بسيار زيادي از اين اعزان ها مشاهده شده است که باور کردن بسياري از آنها ساده نيست .
به نظر شما به عنوان يک رزمنده دفاع مقدس ، آيا راويان کاروان ها تاکنون در انتقال آنچه که به عنوان "تاريخچه جنگ" لقب گرفته است ، به نسل جوان موفق عمل کرده اند ؟
خير ، ما تاکنون نتوانسته ايم در اين مقوله به موفقيت چشمگيري دست يابيم و به نظر من يکي از مهمترين دلايل اين امر اين است که بزرگان دفاع مقدس و مسئولين ، آن طور که بايد در اين مقوله وارد نشده اند . اين بزرگان مانند سردار شهيد شوشتري هر روز در حال رفتن هستند در حالي که گنجينه اي از خاطرات پر ارزش سال هاي دفاع مقدس را در سينه خود دارند و بي اينکه آن را براي مردم بازگو کنند و آنها را به ياد اين ايام ا... بيندازند به سراي باقي مي شتابند . ما از فرماندهان عزيز و بزرگ دفاع مقدس مي خواهيم که به حرمت خون شهدا ، خودشان براي زنده نگه داشتن ياد و خاطره شهيدان و آنچه که از روزهاي سخت جنگ در انها به يادگار مانده است ، داوطلب شوند و تا قبل از وقوع هر گونه حادثه اي اين يادگاري را به نسل امروز و نسل فردا عرضه کنند .
براي انتقال هرچه بهتر اين تاريخچه به نسل جوان چه بايد کرد ؟
مقام معظم رهبري براي همه کساني که از قافله شهدا جا ماندند و حسرت روزهاي جنگ و شهادت را به دل دارند ، بابي را باز کردند و فرمودند : "امروز فضيلت زنده نگه داشتن ياد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نيست . " و امسال در جمع هنرمندان فرمودند : " هنر بيان جهاد در دفاع مقدس ، خود جهاد است ." بنابراين مي توانيم اميدوار باشيم که هنوز باب جهاد به روي ما باز است و ان شا» ا... خداوند توفيق دهد که بتوانيم با اخلاص در اين مسير گام هاي موثري برداريم . اگرچه که دير است اما اگر تلاش کنيم ، مي توانيم سهل انگاري هاي گذشته را تا حدودي جبران کنيم .
خاطرات دفاع مقدس به تعبير مقام معظم رهبري به عنوان يک معدن گنج در دل هاي رزمندگان است که بايد استخراج و از آن بهره برداري بهينه شود و اي کاش همان قدر که جنگ جدي گرفته شد ، اين بحث نيز از سوي همه مسئولين جدي گرفته مي شد . بايد فرماندهان و رزمندگاني که در کنه جنگ بوده اند ، پاي کار بيايند و همانند زمان جنگ حساس شوند و جايگاه و عظمت صبر وجهاد و مقاومت را براي نسل امروز تبيين کنند ، چون اگر به همين شکل با اين ميراث بزرگ رفتار شود ، به زودي شاهد نابودي آن خواهيم بود .
امسال اعزام کاروان هاي راهيان نور به مناطق جنگي به چه صورتي است و استقبال جوانان چگونه بوده است ؟
متولي اعزام کاروان هاي راهيان نور به مناطق جنگي سپاه و حوزه هاي مقاومت بسيج هستند که اين کاروان ها را از 7 بهمن ماه تا 15 فروردين سال آينده به مناطق جنگي اعزام مي کنند . مي توان گفت استقبال جوانان و به خصوص دانشجويان از اردوهاي راهيان نور روز به روز و سال به سال گسترده تر مي شود . در سال هاي ابتدايي، اين اعزام ها تنها در ايام عيد نوروز انجام مي شد ، اما در حال حاضر از اوايل بهمن ماه تا اواسط فروردين ماه انجام مي شود ، البته امسال در طول سال نيز اعزام هاي پراکنده اي به مناطق جنگي صورت گرفته است و فکر مي کنم اينها به اين خاطر است که خداوند مي خواهد شهيداني را که در غربت به شهادت رسيدند و در ذات الهي فنا شدند ، زنده بمانند ، چون آنها رفتند که ياد خداوند زنده بماند ، بنابراين خدا هم کاري مي کند که ياد آنها هميشه در دلها زنده باقي بماند .
به نظر شما چه عواملي باعث مي شود که يک جوان يا نوجوان ، يکي از بهترين فرصت هاي فراغت خود يعني عيد نوروز را به جاي اينکه در کنار خانواده و اقوام خود سپري کند ، در مناطقي بگذراند که به لحاظ رفاهي و سياحتي چندان مطلوب و کيفي نيست ؟
خداوند در قرآن مي فرمايد : " واذکروني اذکرکم " به اين معنا که ياد من کنيد تا يادتان کنم ، شهيدان رفتند تا ياد خداوند زنده بماند ، پس خدا نيز دلها را به سمت شهدا هدايت مي کند تا ياد و راه آنها زنده و جاويد بماند و لذا عشق شهدا در دلها در واقع همان عشق خداست . من وقتي که پس از سال ها به مناطق جنگي رفتم ، فهميدم که به دنيال گمشده هاي خودم مي روم . جوانان و نوجوانان ما نيز به دنبال اين هستند که عشق شهدا را پيدا کنند و اين عشق است که مردم را از بزرگ و کوچک و پير و جوان به اين مناطق مي کشاند تا بروند و با اين سيره آشنا شوند . در واقع ما با راهيان نور به سوي نور که همان خداوند است ، هدايت مي شويم و به نور مي رسيم .
منبع : http://www.afarineshdaily.ir
مقدمه
ملتها تمايل ذاتي به آزادي دارند، ولي گاهي اين تمايل سرکوب شده و در حال رکود به سر ميبرند بيدار ساختن چنين ملتي مصداق تربيت است، همانگونه که شهيد مطهري فرموده است: «تربيت عبارت است از پرورش دادن، يعني استعدادهاي درونياي را كه بالقوه در يك شيء موجود است به فعليت در آوردن و پروردن. و لهذا تربيت فقط در مورد جاندارها يعني گياه و حيوان و انسان صادق است.»
امام حسين (ع) هدف از قيامش را اصلاح و تربيت امت جدش بيان فرمود 2 و چون اين قيام خالصانه و براي خدا بود به زودي نتيجه داد و تا امروز نيز نتيجه ميدهد، بدون شک در عصر ما قيام سرخ عاشورا بر زندگي شيعيان تاثير شگرفي داشته است تا آنجا که امروزه بسياري از قيامها متاثر از قيام مقدس کربلا است. قيام عاشورا تكرار درس آزاد زيستن و آموزش حرفة آدم بودن است كه پيامبر (ص) به ارمغان آورده بود، عاشورا تقابل دو جريان است كه منطق يكي خون و عشق و منطق ديگري زر, زور, تزوير, فريب و نيرنگ و سركشي در برابر داد و عدل است, يكي از سلالة ابراهيم و طغيانش در برابر بت و بتگري و ديگري از سلالة نمرود و طغيانش بر ضد خدا و توحيد بود. عاشورا با اين منطق به وجود آمد و آثار فراوان داشت. که از مهمترين آثار مكتب تربيتي كربلا اين بود كه انسانها را بيدار ساخت، عاشورا و كربلايي پديد آورد كه در همه جا تحقق پذير خواهد بود: «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا و كل شهر محرم» پيام عاشورا اين است كه در هر جا يزيدي باشد، و مردم را به ذلت و بردگي بكشاند بايد بهپاخاست و خود را نجات داد، از اين رو بسياري از انقلابها، آثار و نتيجة قيام خونين عاشورا است، لذا هر قيام و انقلابي كه بيشتر رنگ حسيني داشته باشد موفقتر خواهد بود؛ در زير به چند نمونه اشاره ميگردد.
1. انقلاب امام خميني ره
انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام راحل ره يكي از انقلابهايي است كه هيچ كس گمان نميكرد در برابر آن همه دشمن، بدون امکانات به پيروزي برسد. اين انقلاب به پيروزي رسيد و حکومت چند هزار ساله را فرو ريخت، عمدهترين نقاط قوت اين انقلاب را ميتوان در موارد ذيل خلاصه کرد:
1. تکيه بر ايمان. انقلاب اسلامي مانند قيام عاشورا تنها تکيهگاه آن انقلاب بر ايمان و خون شهيدان بود، از اين رو زود به پيروزي رسيد، رهبر انقلاب: حضرت امام خميني (ره) با الگوگيري از عاشورا اين انقلاب را مديون رشادتهاي عاشورا ميداند و ميفرمايد: «اگر قيام سيدالشهدا(ع) نبود، امروز هم ما نميتوانستيم پيروز بشويم. تمام اين وحدت كلمهاي كه مبدأ پيروزي ما شد، براي خاطر اين مجالس عزا و اين مجالس سوگواري و اين مجالس تبليغ و ترويج اسلام شد.» 3
2. فداکاري. انقلابي که به رهبري امام خميني(ره) به پيروزي رسيد، مملو از رشادت در راه آزادي و رهايي از چنگال ستمگر و طاغوت بود، يکي از رمزهايش فداکاري در راه آزادي بود که از انقلاب کربلا ناشي شده بود، امام خميني(ره) در سخنراني در ميان جمعي از روحانيان به مناسبت شهادت شهيد اشرفي اصفهاني ميگويد: «ملت ما از طفل شش ماهه تا پيرمرد هشتاد ساله را در راه خدا فدا کرد واين اقتدا به بزرگمرد تاريخ، حضرت سيد الشهدا ـ سلام الله عليه ـ است.
حضرت سيد الشهدا ـ سلام الله عليه ـ به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر چه بايد کرد.» 4
امام خميني (ره) با تمام وجود انقلاب كربلا و عاشورا را سرمشق قرار داده بود و از اين رو قيام خود را جلوه و پرتوي از نهضت مقدس عاشورا ميداند و ميگويد: «اين نهضت پرتوي است از نهضت عاشورا.» 5
در سخن ديگري ميفرمايد: «انقلاب اسلامي ايران، پرتوي از عاشورا و انقلاب عظيم الهي آن است.»6
وقتی امام خمينی(ره) نهضت خويش را پرتوي از نهضت عاشورا ميداند، اگر عاشورا نبود، جلوه و پرتوي وجود نداشت. زيرا تا آفتاب و مهتاب نباشد، پرتوي برايش معنا ندارد.
2. نهضت سيد جمال الدين
سيد جمالالدين مصلح و بيدار گر جهان اسلام است، استاد مطهري(ره) در بارهاش فرموده است: «بدون ترديد سلسله جنبان نهضتهاي اصلاحي صد سالة اخير, سيد جمالالدين اسد آبادي معروف به افغاني است. او بود كه بيدار سازي را در كشورهاي اسلامي آغاز كرد, دردهاي اجتماعي مسلمين را با واقع بيني خاصي بازگو نمود, راه اصلاح و چاره جويي را نشان داد.» 7
او پيشگام نهضتهاي اسلامي و نخستين حركات انقلابي در جهان اسلام به او ميرسد. يکي از نويسندگان عرب مينويسد: «جمالالدين الافغاني هو رائد الحرکة الاصلاحية، و باعث نهضة الاسلامية» 8
و حتي نهضت تنباكو نيز با پيشنهاد او شكل ميگيرد، وي در نامهاي خطاب به ميرزاي شيرازي مينويسد: «اين سخن حق است که تو قافله سالار گروه بر حق (شيعه) و يگانه روح و جاني هستي که در تن تمام آنها دميده شدهاي؛ به طوري كه هيچکس از ايشان جز به اتکاي تو پايداري ندارد، و به هيچکس غير از تو (اينطور متفقا) روي تمايل نشان نميدهند؛ پس اگر قيام کني همه يکجا و به يک حرکت به جنبش آيند، و نهضت نمايند و سخنانشان بر همه چيره گردد! و اگر به جاي بنشيني و سکوت پيشه کني، بيگمان «تمام افراد همين ملت غيور» خود را در پس پردههاي ترس و زبوني محبوس کنند و سستترين منطقها شعار آنان گردد.» 9
سيد جمال الدين را که همه سلسله دار جنبشهاي آزادي بخش اسلامي ميدانند، خود در مورد امام حسين جملة زيبايي دارد وي ميگويد: اسلام به دست پيامبر(ص) پايهگذاري گرديد ولي بقا و استمرار آن با قيام حسين تامين شد، «الاسلام، محمدي الحدوث و حسيني البقاء و الاستمرار.» 10
اگر امام حسين(ع) قيام نميکرد اسلام استمرار نمييافت که اين مضمون سخن بلند امام حسين(ع) است که فرمود: اگر امت به سرپرستي همانند يزيد مبتلا شوند، بايد با اسلام خدا حافظي کرد و ديگر از اسلام چيزي باقي نخواهد ماند. 11 سيد جمالالدين با همين درک، خويش را وقف جهان اسلام کرد او از امام حسين(ع) آموخته بود که اگر بخواهد اسلام باقي باشد، بايد زن، فرزند و همه چيز را در راه اسلام داد، او بدين جهت بدون مطرح کردن مذهب و کشور، خود را براي جهان اسلام وقف و قرباني کرد وي نه همسري انتخاب نمود و نه تشکيل خانواده داد بلکه حسين وار به اصلاح امت پيامبر(ص) با اين شعار و درک از حسين(ع) آغاز نمود و ملتها را بيدار کرد.
3. نهضت گاندي
گاندي كسي است كه ملت هند را از زير يوغ استعمار پير انگليس نجات بخشيد و ميليونها انسان را از اسارت آزاد کرد و استقلال را برايشان به ارمغان آورد و اگر گاندي نبود، شايد سالهاي متمادي هند زير سيطرة استعمار انگليس به سر برده و همة سرمايةشان را به غارت ميبرد و آنان را از باسواد شدن و دانش دور نگه ميداشت ولي گاندي قيام کرد و به همة اين زبونيها پايان بخشيد، مهمترين و الهام بخشترين الگوي او قيام مقدس عاشورا بوده است، چنانکه گاندي الگوي انقلابش را قيام مقدس كربلا ميداند و به شاگردي مكتب سرخ امام حسين(ع) مينازد، او ميگويد: «من براي مردم هند چيز تازهاي نياوردم، فقط نتيجهاي كه از مطالعات و تحقيقات در بارة تاريخ زندگي قهرمانان كربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند كردم، اگر بخواهيم هند را نجات دهيم، واجب است همة ما راهي را بپيماييم كه حسين بن علي(ع) پيمود.» 12
راهي که امام حسين(ع) پيمود، مبارزه در برابر كساني بود که خود را حامي مردم و اسلام قلمداد ميکردند، همان گونه که استعمار انگليس نيز خود را حامي ملت هند قلمداد ميکرد.
امام حسين(ع) قيام کرد و امت اسلام را نجات داد مردان آزادة فراوان تربيت کرد و گاندي از او پيروي کرد براي ملت هند آزادي را به ارمغان آود. گاندي در سخن ديگرش ميگويد: «من زندگي امام حسين آن شهيد بزرگ اسلام را بهدقت خواندهام و توجه کافي بهصفحات کربلا نمودهام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد يک کشور پيروز گردد، بايستي از سرمشق امام حسين(ع) پيروي کند.» 13
4. نهضت آزادي بخش پاكستان
يكي از كساني كه در كشور پاكستان از احترام زيادي برخوردار است محمدعلي جناح كسي است كه رهبري استقلال پاكستان را بر عهده داشت «محمدعلي جناح براي پاکستانيها قائد اعظم يا «رهبر بزرگ» است. او وکيلي تحصيلکردة بريتانيا بود و هنگامي که شبه قارة هند خواستار استقلال از سلطة اين کشور شد، او رهبري مسلمانان را در مبارزه براي تشکيل کشوري مسلمان به عهده گرفت.» 14
وي نيز دربارة قيام عاشورا چنين ميگويد: «هيچ نمونهاي از شجاعت، بهتر از امام حسين(ع) از لحاظ فداكاري و تهور، در عالم پيدا نميشود، به عقيدة من تمام مسلمانان بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قرباني كرد، پيروي نمايند.» 15
نظر علامه اقبال لاهوري
علامه اقبال يكي ديگر از آزادانديشان پاکستان، همة مسلمانان را وامدار مكتب عاشورا ميداند. او قيام عاشورا جلوة عشق ميداند و نبرد امام حسين(ع) را در آغاز نبرد ميان عقل و عشق ميداند زيرا اگر امام(ع) به دستور عقل حرکت ميکرد، عقل چنين اجازه نميداد که با هفتاد دو تن دوستانش که به تعبير علامه اقبال با يزدان هم عدد بودند، در برابر سيل جمعيت قد علم کند. اين کار عشق است که ناممکن را ممکن ميسازد زيرا «عقل در پيچاک اسباب و علل» ميپيچد در حالي که «عشق چوگان باز ميدان عمل» است. بسياري از اهل سنت به خود اجازه نميدهند تا در بارة يزيد چيز ناخوشايندي بگويند، ولي سخن زيباي علامه اقبال که امام حسين(ع) را خوب شناخته است ميفرمايد: «موسي و فرعون و شبير و يزيد» همان گونه که موسي را در برابر فرعون قرار ميدهد، امام حسين(ع) را در برابر يزيد علم ميکند يعني اينکه امام حسين(ع) کار موسايي ميکند و يزيد کار فرعوني. از اين رو در ادامه ميسرايد: «زنده حق از قوت شبيري است».
و در جواب اين سؤال و شبهه که آيا امام حسين(ع) براي رسيدن به قدرت قيام کرد يا براي احياي مکتب جدش رسول خدا؛ چنين پاسخ ميدهد:
«مدعايش سلطنت بودي اگر خود نکردي با چنين سامان سفر»
همانگونه که چارلز ديکنس ميگويد: «اگر منظور امام حسين(ع) جنگ در راه خواستههاي دنيايي خود بود من نميفهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش بههمراه او بودند، پس عقل حکم مينمايد که او فقط بهخاطر اسلام فداکاري خويش را انجام داد.» 16
علامه اقبال نيز ميگويد: اگر او در پي رسيدن به حکومت بود، با چنين سامان به سفر نميپرداخت (زنان و کودکان را با خود نميبرد!) و بالاخره ميسرايد:
«ما سوالله را مسلمان بنده نيست پيش فرعوني سرش افکنده نيست»
اين سخنها و درسها را از ريختن خون حسين(ع) ميگيرد که ميگويد:
«خون او تفسير اين اسرار کرد ملت خوابيده را بيدار کرد.»
تا بدانجا اين رابطه و درس گرفتنها اوج ميگيرد که علامه اعلام ميدارد:
«رمز قرآن از حسين آموختيم زاتش او شعلهها افروختيم.»
امام حسين(ع) انقلابي را که بهپا کرده بود، همچنان ادامه دارد و همچنان دلها را به تب و تاب وا داشته و به حرکت سوق ميدهد:
«تار ما از زخمهاش لرزان هنوز زنده از تکبير او ايمان هنوز.»
اگر او نبود و قيامش بهوجود نيامده بود، ايمان در سينهها نيز مرده بود. و در آخرين سخن وفاداري خويش را اعلام ميدارد و رابطة عاطفي علامه با امام حسين(ع) آنقدر تنگ ميگردد که دست به دامن صبا ميشود و خطاب ميکند:
«اي صبا اي پيک دور افتادگان اشک ما بر خاک پاک او رسان.»
ما نيز همنوا با اقبال اين زمزمه را به صبا ميسپاريم تا به بارگاه عشق برساند.
پینوشتها
[1] . مطهري، مرتضي، تعليم و تربيت در اسلام، انتشارات صدرا، تهران، 1373، بيست و سوم. ص95.
2. گروه حديث پژوهشکدة باقرالعلوم7، موسوعة كلمات الإمام الحسين7، ص354.
3 موسوي خميني، روح الله، صحيفة نور، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، اول. ج17، ص62.
4. موسوي خميني، روح الله، صحيفة امام، ج17، ص52.
5 همان، ج10، ص315.
6. همان، ج18، ص12.
7. مطهري مرتضي، بررسي اجمالي نهضتهاي اسلامي درصدسالة اخير، انتشارات، صدرا، تهران، 1368. دوازدهم، ص13.
8. حنفي، حسن، جمال الدين الافغاني، دار قباء للطباعه و النشر و التوزيع، 1998م. اول، ص11.
9. فلاتوري، تشکيل جبهة آزاد يا بزرگترين شاهکار مبارزههاي ضد استعماري سيد جمال الدين افغاني، کتابخانة اسلام، 1371. ص41. با اندکي تصرف.
10. ناصري داوودي، عبدالمجيد، انقلاب کربلا از ديدگاه اهل سنت، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم، 1385. اول، ص322.
11. مجلسي، محمد باقر، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء، بيروت، 1404ق. ج44، ص326.
12. محمّدي اشتهاردي، محمد، امام حسين7 آفتاب تابان ولايت، انتشارات روحاني، قم، 1378. سوم، ص229.
13. هاشمي نژاد، سيد عبدالکريم، درسي که حسين7 به انسانها آموخت، انتشارات فراهاني، تهران، 1381. ص451.
14. گودوين، ويليام، پاکستان، م. فاطمه شاداب، انتشارات ققنوس، تهران، 1383، اول، ص43.
15. محمّدي اشتهاردي، محمد، امام حسين7 آفتاب تابان ولايت، ص310.
16. هاشمي نژاد، سيد عبدالکريم، درسي که حسين7 به انسانها آموخت، ص452.
منبع : http://a-kalam.net
در افغانستان نيز مراسم عزاداري حسيني شور و حال خاصي دارد. در اين كشور و به ويژه در شهرهاي هرات و كابل و مزارشريف، در ماه محرم همه چيز رنگ و بوي ديگري ميگيرد.
در اين مراسم پيروان مذاهب شيعي و سني مشاركت دارند. و با برگزاري مجالس ويژه عزاداري مردم را اطعام ميكنند. بسياري در اين روزها نذرهاي ويژهاي دارند. بسيار ديده ميشود كه در يك محله يا يك پاساژ، چند خانواده يا چند دكاندار، بيتوجه به مذهبشان، اعم از اينكه سني باشند يا شيعه، با يكديگر همخرج شده و هر كدام سهمي گذاشته و محفلي عظيم به پا ميكنند و به مردم غذا ميدهند.
عاشورا در اروپا
در قلب اروپا نيز محرم و عاشورا، روزي ويژه و به يادماندني است. در كشور كوچك آلباني كه انبوهي از شيعيان با عنوان بكتاشيه زندگي ميكنند مراسم ويژهاي براي عاشورا ميگيرند.
مردم عزادار در تيرانا، پايتخت آلباني، در روز شهادت حضرت عباس(ع) مراسمي ويژه برگزار ميكنند. در اين روز تمام مردم شهر پياده به سمت منطقهاي در بيرون از تيرانا به راه افتاده و در بالاي كوهي كه به نام حضرت عباس (ع) ناميده شده و همگان آن را مقدس ميشمارند، جمع ميشوند.
مردم در اين روزها سعي ميكنند تا از شاديهاي خود بكاهند و با شركت در مراسم عزاداري ياد سالار شهيدان را گرامي بدارند. تلويزيون و راديو از پخش برنامههاي شاد پرهيز كرده و اقدام به پخش مراسم سوگواري ميكنند. در روز عاشورا سرو غذا و اطعام از اهميت بسياري در ميان مردم بوسني برخوردار است.
عاشورا در عراق
عراق اولين كشوري است كه عاشورا در آن اهميت خاصي دارد و به اعتقاد بسياري از مورخين و علما اولين كشوري كه در آن مراسم عزاداري حسيني برگزار ميشده، عراق بوده است. مراسم عزاداري عاشورا ريشههاي ديرينه در عراق دارد و از صدها سال پيش با حضور علماي ديني و بزرگان مذهبي به شكلي بسيار باشكوه در اين كشور برگزار ميشده است.
البته با روي كار آمدن رژيم بعث عراق برگزاري اين مراسم رفته رفته با محدوديت مواجه شد تا اين كه در سال 1989 طي برخوردي نظامي به شدت سركوب شد، اما با سقوط رژيم بعث در سال 2003، مراسم ويژه عاشورا دوباره احيا شد و اکنون مردم با شور و شوق خاصي آن را برگزار ميكنند. اين ممنوعيت و محدوديت بيست ساله براي برگزاري اين مراسم باعث شده تا مردم با شعف و شور مضاعفي هم اقدام به برپايي مراسم عاشورا كنند.
عزاداران در شب تاسوعا با ساختن مشعل بر روي شاخههاي ويژه و آتشزدن و گرداندن آن تا صبح روز عاشورا شب را صبح ميكنند.
از مهمترين شخصيتهايي كه در كل تاريخ عراق به خواندن مقتل در روز عاشورا مشهورند ميتوان به مرحوم سيد عبدالزهرا كه از او به عنوان پدر مقتلخوانان نيز ياد ميكنند و افراد بسياري را براي خواندن مقتل تربيت كرده و همچنين سيد محمدباقر حكيم كه خواندن مقتل او از پرطرفدارترين مراسم عاشورايي است، اشاره كرد.
هر دو شخصيت ذكرشده اكنون فوت كردهاند و بنا به اعتقاد بسياري از مردم عراق هنوز هيچ كس نتوانسته جاي خالي آنها را پركند. مقتلخواني اين دو فرد به قدري با اهميت بوده كه براي شركت در مراسمشان از كشورهاي اسلامي ديگر نظير بحرين و عربستان سعودي مسافران بسياري به عراق و ايران ميآمدهاند.
طويريج در حقيقت نام دهي است كه تقريبا در 20 كيلومتري شهر كربلا واقع شده است. مردم عزادار از سپيدهدم و بعد از خواندن نماز صبح كه غالبا به صورت جماعت برگزار ميشود، هرولهكنان به سمت كربلا ميآيند. آنها بايد حتما ظهر به حرم رسيده و سينهزني خود را در آنجا انجام دهند.
در اين ميان مراسم عزاداري امام حسين (ع) در هند و پاكستان به شكل ديگري برگزار ميشود. دوستداران آن حضرت در هند و پاكستان با ياد آن حضرت به زنجيرزني ميپردازند. زنجيرها وزن زيادي دارند و بر روي هر يک تيغهايي نصب شده است.
اين شكل عزاداري از ايران به اين كشورها رفته است. عزاداران بعد از سينهزني و زنجيرزني به سوي مكاني ميروند كه از قبل با سنگ و هيزم فرششده و با آتش گداخته شده است. داغي اين مكان به حدي است كه لهيب آتش و قرمزي ذغالها به وضوح ديده ميشود. آنها با راه رفتن بر روي آن مكان مصيبتهاي وارده به آن حضرت را گرامي ميدارند.
غذاي مخصوص ايام محرم در ميان مردم پاكستان حليم خاصي است كه به عزاداران ميدهند. اين حليم برخلاف حليم ما ايرانيان شور است و با نمك سرو ميشود. اين غذا در هند نيز در ميان عذادارن حسيني سرو ميشود. اين نوع غذا نيز در حقيقت از مناطق جنوبي ايران به هند و پاكستان رفته است.
عاشورا در بنگلادش
در اينمنطقه در روزهاي دهه محرم و به ويژه تاسوعا و عاشورا از حدود30 روستاي پيرامون آن، زنان و مردان ضمن راهپيمايي به سوگواري ميپردازند. عزاداران زن و مرد و كودك كه همگي از پيروان اهل سنت هستند در ايام عاشورا به ياد شهداى كربلا روزه گرفته و پابرهنه ميشوند.
پيش از مراسم سخنراني، زنان و مردانگروهگروه گردهم ميآيند و به روش سنتي منطقه مرثيههاي گروهي و دستهجمعي خوانده و به سينهزني ميپردازند. به گفته مردم بومي اين منطقه، اين مرثيه صدها سال پيش نوشته شده و به صورت نسخههاي خطي در اختيار هر گروه يا روستايي قرار دارد و به عنوان نمونه ادبيات فولكور و سنتي نگهداري ميشود.
| نويسنده : | عدنان بوسولاجیچ ، کارشناس موزه سرزمینی بوسنی و هرزگوین |
| منبع : | نشریه "مطالعات مردم شناسی در کرواسی " - صفحه 275 تا 283- شماره 14 و 15 - چاپ زاگرب،کرواسی - |
| ارسالی : | رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در سارايوو - بوسني |
| كشور : | بوسني |
| : |
در این مقاله به عادات و رسوم عاشورا و ویژگیهای آن نزد مسلمانان بالکان میپردازیم .این سنتی است که نزد مسلمانان به طور کلی و به ویژه نزد اهل سنت به ندرت برگزار میشود. .با نظر به اين که این پدیده ای است که به مذهب اسلامی شیعه نسبت داده میشود برگزاری آن در مناطق سنی نشین به ويژه جالب و مربوط به فرقه های دراویش است. در این نوشته اغلب از شواهد افرادی که این عادت دینی را به طور خصوصی برگزار میکنند و نیز از ادبیات محدودی که در این زمینه وجود دارد استفاده شد. تقریبا نزد تمام اقوام بالکان عادات تهیه غذاهای ویژه به مناسبت اعیاد دینی و مراسم دفن جنازه دیده میشود. این خوردنیها و نوشیدنیها با گذشت زمان شکلی خاص و نمادگونه و هویت غذاي مراسمي به خود ميگرفت . نامها و انواع غذاهاي مراسمي متفاوت و مربوط به شرايط مختلف هستند. تفاوتها در جاي اول مربوط به پيروي از دين خاص ديده ميشود. غير از اين عامل شرايط اجتماعي و اقليمي عوامل مهمي نيز هستند . نزد اقوام مسيحي غذاهاي مراسمي زيادي وجود دارند (وسليتسا، سيسوارا، نان صليبي، تخم مرغ رنگين، شيريني جشني، چسنيتسا و غيره). نزد مسلمانان در بالكان (بوشنياكها، آلبانيها، گوراناتسها، توربشها و اقليت ملي تركها) نيز سلسلهي خوردنيها و نوشيدنيها وجود دارند كه فقط به مناسبت ويژه تهيه ميشوند. در جاي اول شربت مولودي ، پاكلامه (نان خاصي كه به مناسبت عيد فطر و قربان درست ميشود)، گوشت قربان ، نان بافته (ناني كه بعد از مراسم دفن تهيه ميشود ، حلوا ، خوش آب (كمپوت) و غيره هستند. يكي از اين غذاها عاشورا، غذایي شيرين است كه در روز دهم ماه محرم درست ميشود. در بعضي جاها اين عادت حفظ شده و زنان امروز هم عاشورا را درست ميكنند، ولي شمار كمي از افراد ميدانند چرا اين غذا تهيه ميشوند و چه چيزي پيشزمينهي روز دهم محرم است. در اين نوشته به همان اعمالي كه در ده روز اول محرم انجام ميشوند و نيز به شيوههاي تهيه اين غذا كه نسبت به مناطق مختلف متفاوت هستند پرداخته ميشود. اين كار ما اكثرا بر شواهد شمار اندكي از پيرمرداني كه ماه محرم و عاشورا بخش مهمي در زندگي و دينداري شخصي آنها است و نيز بر ادبيات محدودي كه در دسترس است تكيه ميشود. در ده روز اول ماه محرم اتفاقات زيادي رخ دادند كه مربوط به انبيا و تاريخ اسلام هستند و همهي آن مربوط به عاشورا نيز هستند. بنا بر سنت قرآني در اين ده روز توبهي انسان اول يعني حضرت آدم (ع) پذيرفته شد و وي دوباره به عنوان رسول خدا قبول شد ، كشتي نوح (ع ) بعد از طوفان توقف كرد ، يونس (ع) از شكم ماهي نجات پيدا كرد ، حضرت محمد (ص) در اين روزها از مكه به مدينه مهاجرت كرده و اين زمان آغاز تقويم اسلامي است. در اين ده روز امام حسين(ع)، نوهي رسول خدا حضرت محمد (ص) كشته شد[1] . پديدهي جالب اين است كه در مناطق كاملا سني نشين در بوسني بعضي از مردم براي اين تاريخ اهميت قايل هستند. در تركيه ، كوزوو ، مقدونيه، بوسني و در بعضي از كشورهاي عربي عاشورا در بين طريقهي صوفي برگزار ميشود. مشهور است كه همان فرقههاي صوفي بين مسلمانان سني ، حافظ ياد اهل بيت رسول خدا (ص) هستند و به اين ترتيب بين آنها نيز طرفداري از اعتقادات گوناگون مربوط به آغاز ماه محرم و عاشورا وجود دارند . مقدونيه شمال- غربي و كوزوو به ويژه بخش جنوبي و غربي آن مشهور به فعاليت فرقههاي زيادي از صوفيان هستند ( رفاعي ، قادري، قادري -زنجيري ، شازلي، سعدياي، بکتاشي و غيره) كه گرايش شديد علوي - شيعی دارند به همين دليل عاشورا بخش مهمي از سنن و عادات مردم اين مناطق است. بر خلاف كوزوو و مقدونيه . تصوف در بوسني به عنوان گرايش عرفاني در اسلام به اين اندازه رواج ندارد[2] ولي به هر حال مكانها و فضاهاي سنتي وجود دارند كه در آن عاشورا برگزار ميشوند . بر اساس سخن روحاني حاجي سيد استريكا غذاي عاشورا در عمارت مسجد غازي خسرو بيك هم درست ميشد. تا آنجايي كه مشهور است عاشوراي امروز اغلب در تكيهها و به ندرت در خانهها و آن هم اكثرا در خانههاي افرادي كه مرتبط با تكيه هستند تهيه ميشود. .در حال حاضر در سارايوو مراسم مركزي عاشورا در تكيهي حاجي سینان و نيز در تكيه ای در عليفاكواتس برگزار ميشود. آغاز محرم بين محبان و عاشقان اهل بيت (خانواده حضرت محمد (ص) ) ماتم يعني غم و اندوه نام دارد. به همين دليل اگر چه اين زمان آغاز سال نوی هجري است، سال نو تبريك گفته نميشود بلكه تسليت و غم به خاطر واقعه كربلا و شهادت امام حسين (ع) اظهار ميشود. روز اول سال نوی هجري با روزه اي سخت آغاز ميشود كه ده روز طول ميكشد . ويژگي اين روزه كه جزء واجبات نيست و اختياري است در اين است كه سخت تر از روزهي ماه رمضان است و اكثر علماي رسمي آن را قبول ندارند . در اين ده روز راحتي و آسايش زندگي به حداقل رسانده ،شوهر و همسر در موقع خواب از هم جدا و غذاهاي فقيرانه بدون گوشت، اضافات چربي، شير، لبنيات و تخم مرغ درست ميشود . در اين ده روز فقط وضو گرفته و از حمام گرفتن خود داري ميشود . آب تميز خورده نميشود ، بلكه آب با كمي خاك و يا چاي تلخ و يا نوشيدنيهاي تلخ ديگر خورده ميشوند. رختخواب نيز بايد سفت و ناملايم باشد . روزهداران در اين ده روز لباس سياه تن ميكنند. از اين مشخصات ديده ميشود كه اين روزه تفاوت زيادي با روزهي ماه رمضان دارد. در اين روزه تمام چيزها نمادين هستند و هدفش اين است كه روزهداران با واقعه كربلا همگون باشند[3] و اين دليل اصلي روزه گرفتن به اين شيوه در اين ده روز است . همينطور كه در آغاز اشاره شد تفاوتهاي محلي در نحوه اين روزه و شيوهي تهيه غذاي عاشورا وجود دارند . عاشورا در كوزوو نسبت به مناطق ديگر بزرگتر و با حضور بيشتر مردم برگزار ميشود . روزه روز اول محرم بعد از نماز عصر يعني در زمان آغاز نبرد كربلا شروع ميشود . مومنان جمع و دعاي تحت عنوان ناد علي را ميخوانند . مومنان در طول دعا آمين الله را مرتبا تكرار ميكنند. در تكيهها قبل از آغاز روزه دو نفر تحت عنوان ناقب (يا رهبر كه دستيار شيخ تكيه هستند) به افراد حاضرآب ميدهند. از اين روز تا پايان روزهداري اذان خوانده نميشود بلكه افطار و سحر با زدن به قدم اعلام ميشود. بعد از همهي نمازها ذكر كوتاهي خوانده ميشود و از نماز عصر تا نماز مغرب واعظ در مورد وقايعی كه در كربلا رخ دادند سخنراني ميكند. عنوان اين نوع سخنراني هاديكا است. در تمام اين ده روز زمان بین ساعت دو بعد از نصف شب تا سحر اشراق خوانده ميشود . اشراق نيز جزئي از عباداتي است كه مربوط به ماتم و عاشورا است. هشت روز بعد از آغاز روزه یعنی در شب هشتم بعد از نماز عشا ، عسل با شير مخلوط به روزهداران داده ميشود . نام اين شب جوهر است و به اين ترتيب ياد آوري ميشود كه تا اين زمان تمام مبارزان كربلا كشته شدند و نوهي محمد (ص)، حسين (ع) تنها مانده است . روز دهم بعد از نماز عصر پوشيدني و يا فرش و جاي نماز از محراب برداشته ميشود . روز دهم امام يا شيخ ، عبا و عمامه يا كلاه قرمز ميپوشند . اين بر داشتن پوشش كف محراب، لباس قرمز پيش نماز و اين كه محراب خالي است زيرا پيش نماز در گوشهاي مينشيند ، نشانه و نمادهاي كشته شدن نوهي رسول خدا(ص) هستند و ياد آوري ميكند كه تنها امام در بوسني تفاوتهایي در شيوهي برگزاري اين مراسم وجود دارد. تفاوت اصلي در اين نمايان ميشود كه در بوسني در اكثر محلهها اين مراسم با تجمع افراد كمتري برگزار ميشود. مومنان قبل و يا بعد از افطار جمع ميشوند و سرودهاي ماتم مانند: مردمك چشم يا حبيبي، علي آبا يا حسني محبت، چشمان در سر، ماتم دوباره آمد، امامان اهل بيت(ع)، حضرت فاطمه(س)، يا حسن جان، سرود هاشمي در مورد حق اهل بيت(ع) و ديگر و نيز ذكر توحيد و صلوات اهل بيتي ( صلوات بر دوازده امام وارثان رسول خدا محمد (ص)) را ميخوانند. اين اجتماعات مشترك در تمام ده روز محرم برگزار ميشود. نزد ما (در بوسني) معمولا قرباني به اين مناسبت كشته نميشود. ميتوان ديد كه در بعضي مناطق در طول اين روزها كه روزه نيز گرفته ميشود شير و لبنيات استفاده ميشود. به عنوان مثال در سارايوو در طول روزهداري "ماتم آيران" و يا نوشيدني از ماست، آب و نمك (دوغ)كه بخش اصلي افطار است درست ميشوند . تفاوت در اين نيز وجود دارد كه روزه در بوسني با سحر روز اول شروع و با مغرب روز آخر و نه با عصر به پايان ميرسد. در بوسني در روز آخر ماتم مرثيه، سرود غمگين در مورد كشتن حسين خوانده ميشود. ويژگي مشتركی که بين بوسني و كوزوو وجود دارد در اين است كه روزهداران روزه را به شيوهي سنتي يعني با خرما و يا با ليوان آب قطع نميكنند بلكه افطار را با كمي نمك شروع ميكنند . و اين نيز نماد غمي است كه بايد انگيزه اندوهگين اين روزه را ياد آوري كند.[5] ويژگي اصلي ماه محرم و روزهي آن غذاي عاشورا است. در ادامه سعي خواهیم كرد كه شيوهي تهيه اين غذا را توصيف كنیم كه مانند روزه بعد نمادين عميقی دارد. بايد ياد آوري كنيم كه اينجا يك نسخه آشپزي معمولي در كار نيست بلكه سخن در مورد غذاي مراسمي و يا نذري است. بنا بر دلايل تهيه عاشورا و مناسبت زمانی طبخ آن در طول سال ،محدود به روز دهم محرم است و در روزهاي ديگر تهیه نميشود.[6] همينطور كه گفته شد عاشورا غذاي نمادين است و به همين دليل تعداد مواد و يا اجزاي آن بايد نمادين باشد. تعداد مواد ميتواند 77 به تعداد زخمهای حسين(ع) قبل از شهادت باشد. اين تعداد ميتواند 61 به نماد سال هجري كه واقعه كربلا در آن رخ داد و يا 12 كه تعداد امامان وارثان رسول خدا محمد (ص) و يا 5 كه تعداد شاخه ستاره كه اشاره به محمد (ص)، دخترش فاطمه (س)، دامادش علي (ع) و نوههايش حسن(ع) و حسين (ع)است و يا 10 كه اشاره به ده روز واقعه كربلا است ، باشد. از اين موارد ميبينيم كه تعداد مواد ثابت نيست بلكه كسي كه غذاي عاشورا را درست ميكند آن تعداد مواد را ميگيرد كه در اختيارش است. ولي تهيه كننده عاشورا بايد تعداد موادي را بگيرد كه نمادين باشد. مقدار مواد نيز نسبي است و بسته به مقدار عاشورایی است كه مي خواهيم درست كنيم. ولي از آنجايي كه اين نوع غذا يك بار در سال درست ميشود و قابل نگهداري است معمولا به مقدار زياد درست ميشود. شيوهي تهيه غذا به شرح زير است: مواد اول در آب شسته ميشوند و اگر لازم باشد پوستشان كنده ميشود (مانند سيب و گلابي). سپس اين مواد به صورت مجزا پخته ميشوند. شيوهي پخت پيچيده است و مربوط به نوع مواد است . مواد مانند لوبيا و برنج (نخود نيز ميتوان اضافه كرد ولي به مقدار كم زيرا ممکن است شور شود) و دانههاي خشك مانند تمام ميوهي خشك (آلبالو، سيب، ،زردآلو) زمان طولانيتر و روي حرارت بالاتر پخته ميشوند. ميوهي تازه زمان كمتري و روي حرارت پايين تر پخته ميشوند. اگر ميوه آبدار و تازه به كار برده شود،آن وقت تنها چند لحظه در آب جوش گذاشته ميشود . ميوههايي كه به پخت كوتاه مدت هم حساس هستند مانند هندوانه ، موز و طالبي، اصلا پخته نميشوند بلكه به غذاي تمام شده و گرم اضافه ميشوند. هندوانه و طالبي به دليل پرآب بودن به اندازه خيلي كمي گذاشته ميشوند. شكر بايد به آب جوش اضافه گردیده تا كاملا حل شود. در بعضي مناطق و اكثرا در روستاها به جاي شكر ، عسل و يا مرباي سيب كه در گذشته جايگزين شكر بود اضافه ميشود. ولي امروز در روستاها هم شكر اضافه ميشود. سپس موادي كه مجزا پخته شدند در يك ظرف بزرگ گذاشته ميشوند و در پايان شكر حل شده اضافه ميشود. اين تركيب روي آتش با حرارت کم گذاشته و به هم زده ميشود . وقتي که به جوش آيد كمي نشاسته حل شده در آب سرد به اين تركيب اضافه و توام با هم زدن به مدت پنج دقيقه ديگر پخته و بعد از اين از روی آتش بر داشته ميشود. غذاي عاشورا وقتي از آتش برداشته شود چند دقيقه ديگر نیز به هم زده شده و براي سرد شدن گذاشته ميشود. عرق گياهانی با بوي قوي به همراه نشاسته اضافه ميشوند چرا كه ممکن است با پختن طولاني تر ، تبخير شوند. پخت در مرحله پاياني نبايد طولاني شود چرا كه بعضي مواد ميتواند به هم بريزند و عاشورا را غليظ و گلآلود كنند. اينجا بايد ياد آوري كنيم كه اساس عاشوراي خوب درست شده در اين است كه بر اثر پخت زياد بعضي از مواد از هم پاشيده نشوند. مواد به دليل سفتي و كيفيت متفاوت به طور مجزا پخته و بعدا با هم تركيب ميشوند. وقتي غذا از آتش بر داشته ميشود و هنوز در حال جوشيدن است به آن موادي كه قابل پخت نيستند اضافه ميشود . بعد از اين كه غذا از روي آتش برداشته شد، مزهي آن امتحان ميشود و اگر به اندازه كافي شيرين نيست شكر حل شده به آن اضافه و اگر بيش از حد شيرين است آب جوشيده به آن اضافه ميشود. عاشورايي كه خوب تهيه شده است غليظ و به هم ريخته نيست. عاشورا در روز دهم محرم و براي افطار آماده و نيز به دوستان و همسايگان داده ميشود. عاشورا در تكيه حاجي سينان در سارايوو در ديگی بزرگ تهيه و به همه مراجعين در روز عاشورا داده ميشود. عاشورا در كوزوو به شيوه اي ديگر تهيه ميشود . ميوه استفاده نميشود بلكه گندم در هاون بزرگ خرد ميشود . اين گندم همراه به هم زدن پخته ميشود و بعدا به آن شكر و يا عسل و يا مرباي سيب اضافه ميشود و وقتي که غذا غليظ شد در حالي كه هنوز گرم است به داخل ظروف ريخته ميشود. پس از اين روي آن كشمش و مغز گردو ريخته ميشود. عاشورا در بعضي مناطق به مناسبت يادبود رسيدن كشتي نوح (ع) به خشكي تهيه ميشود. بنا بر روايتي نوح (ع) در كشتي خود در ميان وسايل ديگر دانههاي گوناگون را گذاشته است و به همين دليل عاشورا به اين مناسبت ديني درست ميشود . اگر انگيزهي تهيه عاشورا اين رخداد تاريخي است آنگاه روزهي سخت گرفته نميشود بلكه تنها به ميل خود روزه چند روز گرفته ميشود. موادي كه براي تهيه عاشورا مي توان از آنها استفاده كرد عبارتند از: لوبيا ، برنج، گندم، جو، چاودار ، ذرت، سيب، آلبالو، گلابي، زردآلو، خرما، طالبي، هندوانه، به، پرتقال، تمشك، ليمو، توت فرنگي، هلو، توت، بادام، فندق، گیلاس، گردو، انجير ، ميخك و تمشك به اندازه كم . به اين مواد ميتوان نمك، فلفل، نخود، عدس و مواد ديگر اضافه كرد كه مزه و كيفيت را تغيير نمي دهند. در دوران معاصر محتواي عاشورا تا اندازهاي تغيير یافته است . دليل اين پديده گوناگوني ارايه مواد غذايي در بازار و قيمتهاي مناسب آن است. مواد جديدي كه استفاده ميشود عبارتند از : كيوي، آناناس، موز، ميوهي توسرخ و موادی شبيه آن . در پايان بايد گفت كه اين عادت بارها مورد حمله و انكار قرار گرفته ولي در بين مردم به شيوههاي گوناگون حفظ شده است. يعني عاشورا غذاي خاص مراسمي است كه نمادهاي گوناگون دارد. اين يك غذاي مراسمي نزد مسلمانان است كه يك بار در سال تهيه ميشود. قرباني حيوانات به مناسبت تولد فرزند نيز انجام ميشود، شربت و نوشابه مولودي در طول تمام سال وقتي صاحب خانهاي جشني ميگيرد درست ميشود و نيز انواع نان كه به مناسبت مراسم دفن و توحيد خواني براي مردگان تهيه ميشود مربوط به زمان خاصی از سال نيست. اين رسم تهيه غذاي عاشورا خاص مسلمانان در بالكان و نيز تركيه است که از تركيه به منطقهي ما آورده شد. منابع : چهاييچ، جمال، (1986) طريقه دراويش در سرزمينهاي يوگسلاوي با نگاه ويژه به بوسني و هرزگوين، موسسهي شرق شناسی در ساريوو، چاپ ويژه 14، سارايوو. فابيانيچ، رادميلا (1978 الف ) ، در مورد تغذيه مردم در منطقه درونتا، نشريه موزهي سرزميني بوسني و هرزگوين ، قوم شناسي، سري جديد، جلد 30|31، 1975|1976،سارايوو، ص.105-120 فابيانيچ، رادميلا (1978 ب)، تغذيهي مردمي در مناطق پورش و راكيتنو در هرزگويناي شرقي و غربي، نشريه موزهي سرزميني بوسني و هرزگوين، قوم شناسي، سري جديد، جلد 32 (1977)، سارايوو، ص. 195-212 فابيانيچ، رادميلا، (1983)، تغذيه مردمي در درژنيتسا، نشريه موزهي سرزميني بوسني و هرزگوين، قوم شناسي، سري جديد، جلد 38، سارايوو، ص. 181-193 فابيانيچ، رادميلا، (1987) تغذيهي مردمي در منطقه تشاني، نشريهي موزهي سرزميني بوسني و هرزگوين؛ قوم شناسي، سري جديد، جلد 41|42، 1986 سارايوو، ص. 69-90 هيتي، فيليپ، (1973)،تاريخ عرب، نور، سارايوو. قيماقويچ، رادميلا، (1982)، غذاها در مراسم دفن نزد مليتهاي بالكان، فولكلور مقدونيه 15، شماره 29-30، اسكوپيه، ص. 77-81 كوليشيچ، اشپيرو، (1953)، ريشه و معني نان كريسمسي نزد اسلاوهاي جنوبي، نشريه موزهي سرزميني سري جديد، جلد 8، سارايوو، ص. 7-47. مير، فريتز، (1979)، راه عرفاني، در: برنارد لوئيس، جهان اسلام، مجله: روياي يوگسلاوياي - ووك كاراجيچ، ص. 121-145 راكيتا، راده، (1984)، خوردنيها و نوشيدنيهاي مردمي در منطقهي ياني (بوسني غربي)، نشريهي موزهي سرزميني بوسني و هرزگوين، قوم شناسي، سري جديد، جلد 39، سارايوو، ص. 181-198. سفتيچ، عيشا، (1984)، توحيدها در سارايوو، نشريه موزهي سرزميني بوسني و هرزگوين، قوم شناسي، سري جديد، جلد 39، سارايوو، ص. 199-207.
پاورقي . اين ....واقعه در تاريخ اسلام كه باعث تقسيم مسلمانان به سني و شيعه شده است. مسلمانان شيعه در ايران و عراق شرقي، بنابر تعليمات خود وابسته به خانوادهي محمد (ص) هستند و اين واقعه را با عاشورا برگزار ميكنند. [1] طريقه دراويش كه در بوسني وجود دارند اكثرا در بخش مركزي (شهرهای ويسوكو، سارايوو و فوينيتسا) فعاليت دارند و در اكثر موارد بيش از 90 در صد پيرو طريقه نقشبندي كه .............و در آن روحاني زيادي شركت دارند. فرقههاي علوي - شيعی در بوسني در طول تاريخ تاثير چنداني نداشتند و امروز نيز تنها چند فرقه (رفاعي و قادري* با احساسات برجسته شيعي وجود دارند . [2] امام حسين(ع) در سال 61. هجري همراه 72 نفر از رزمندگان خود ده روز تحت محاصره نيروهاي يزيد بوده. نبرد بنابر رسم آنقدر طول كشيده تا تمام افراد حسين كشته شدند و ايشان تنها ماند. در طول اين زمان از كم بودن غذا و آب و تمام وسايل لازم رنج ميبردند. روز دهم امام حسين(ع) هم كشته شد و به اين ترتيب روزهي روز عاشورا تمام ميشود. نگاه كنيد : هيتي، 1973، ص. 148. [3] . حاجي راغب زوبيچ از شهر ويسوكو تمام اطلاعات در مورد برگزاري مراسم عاشورا در كوزوو را به من داده است. [4] براي اين اطلاعات از روحاني حاجي حكمت ميسيرليچ و حاجي ازمير مفتيچ از شهر وارش تشكر ميكنم. [5] بيش از پيش ياد آوري مي كنيم كه مرجع اصلي اطلاعات در مورد تهيه عاشورا روحاني حاجي سيد استريما است كه در خانواده به طور سنتي عاشورا را كه پدرش نيز تهيه مي كرد ، درست مي كند. [6] |
1نقش زن در قیام عاشورا
2 نقش زن پس از عاشورا
پس از واقعه تلخ عاشورا، رسالتسنگین بانوان کاروان حسینی آغاز گردید . آنان با وجود شرایط سخت جسمی و روحی، میبایست از اندیشه و کلام و احساس یاری گرفته و با خطبههای پرشور خویش، مردمی که در عمق نادانی به سر میبردند را از حقانیت راه امام حسین ( علیهالسلام) و مظلومیت ایشان آگاه سازند و به رهبری زینب ( علیهاالسلام)، به نشر معارف اسلام و رساندن پیام شهیدان بپردازند تا اسلام را از هدم و زوال نجات بخشند . این جاست که به هدف والای امام حسین ( علیهالسلام) از همراه نمودن زنان و کودکان، با خویش پی میبریم .
شهید مطهری میفرمایند: «... ابا عبدالله ( علیهالسلام) اهل بیتخودش را حرکت میدهد، برای این که در تاریخ رسالتی عظیم را انجام دهند . برای این که نقش مستقیمی در ساختن این تاریخ عظیم داشته باشند، اما با قافله سالاری زینب، بدون آن که از مدار خودشان خارج شوند، از عصر عاشورا زینب ( علیهاالسلام) تجلی میکند و از آن به بعد به او واگذار شده بود .» (1)
فعالیتها و حماسه زن عاشورایی را پس از قیام، میتوان به دو بخش تقسیم نمود:
1 - حماسه آفرینی زینب ( علیهاالسلام)، در نهضت عاشورا
2 - نقش و فعالیتسایر بانوان، در این نهضت
حماسه آفرینی زینب ( علیهاالسلام) در نهضت عاشورا
همان گونه که میدانیم، حفظ و نگهداری یک نهضت و انقلاب، از انجام آن مهمتر است . حضرت زینب ( علیهاالسلام) بعد از حادثه جانسوز دهم محرم الحرام سال 61 هجری، پیام رسای خویش را از دشتخونین کربلا برای مسلمانان ابلاغ نمود و آن را برای همیشه در تاریخ، زنده نگاه داشت .
البته، حضور و نقش عظیم آن حضرت در نهضت کربلا، منحصر به بعد از قیام نیست، بلکه ایشان از ابتدای راه، حضوری فعال و تعیین کننده در انقلاب حسینی داشتند . همیاری حضرت زینب ( علیهاالسلام) با امام حسین ( علیهالسلام) در انجام مسؤولیتها را میتوان بزرگترین نقش آن حضرت، تا قبل از ظهر عاشورا دانست . آن حضرت به عنوان امین امام، بخش وسیعی از مسؤولیتها و امور کاروان را بر عهده داشت، تا امام ( علیهالسلام) فرصت و فراغ بیشتری برای آماده سازی قیام داشته باشد .
اما اصلیترین وظیفه حضرت زینب ( علیهاالسلام)، بعد از ظهر عاشورا، متجلی میشود . اگر نبود آن عالمه غیر معلمه در کربلا، نه تنها انقلاب امام حسین ( علیهالسلام) دستخوش تحریف میگردید، بلکه اسلام نیز در معرض خطری جدی قرار میگرفت .
تبلیغ پیام شهادت، سرپرستی قافله اسرا، پرستاری از امام سجاد ( علیهالسلام)، حفظ و حراست زنان و کودکان، و ... مسؤولیتهای سنگینی بود که آن حضرت پس از قیام عهده دار بود .
سخنرانی حضرت زینب ( علیهاالسلام)، در بارگاه ابن زیاد و یزید، آن چنان شورانگیز بود که ارکان حکومت اموی را به لرزه انداخت . سخنان پرشور او در تشریح اهداف انقلاب حسینی و بیان اوضاع اندوهبار روز عاشورا، دسیسهها و جنایات رژیم را برملا نمود . روشنگریهای آن حضرت، توانست جامعه چشم و گوش بسته آن زمان را بیدار کند . پیامد تلاشهای حضرت زینب ( علیهاالسلام) انقراض حکومت اموی و جلوگیری از اتلاف خون پاک شهدای کربلا، و در نتیجه، احیای مجدد اسلام بود .
و مدینه (4) ، به افشاگری بنی امیه اقدام نمود و چهره کریهشان را به مردم نشان داد; و این خود قیامی دیگر شد، برای براندازی دستگاه فاسد خلافت .
خطابههای پرشور حضرت زینب ( علیهاالسلام) هراسی عظیم در دل بنی امیه پدید آورد و به همین جهت، ایشان را به مصر تبعید نمودند; (5) اما غافل از این که این زن فصیحه بلیغه پیام شهادت را به مصر نیز خواهد برد، و سرانجام، این اسطوره صبر و ایثار در 15 رجب سال 62 هجری، در تبعید، به ملکوت اعلی پیوست . (6)
گر چه زینب ( علیهاالسلام) اندکی بیش، پس از واقعه جانسوز کربلا زندگی نکرد، ولی در همین مدت اندک، کنگرههای کاخ ستم را فرو پاشید، و پیام عاشورای امام حسین ( علیهالسلام) را تا ابد ماندگار کرد .
نقش سایر زنان پس از قیام
غیر از زینب ( علیهاالسلام)، عده دیگری از زنان نیز بودند که به رهبری و مدیریتحضرت ( علیهاالسلام)، کارهای تبلیغی و فرهنگی بسیاری پس از حماسه عاشورا انجام دادند که تاثیر زیادی بر جامعه آن روز داشت و چه بسا اثرات آن تا به امروز ادامه دارد .
نقش آفرینی زنان را پس از قیام عاشورا، از دو بعد عمل و گفتار، میتوان مورد بررسی قرار داد:
1 - نقش عملی زنان پس از قیام عاشورا
بعد از به پایان رسیدن جنگ، زنان در عرصه عمل، نسبتبه فاجعهای که از سوی دستگاه غاصب یزید بر امام حسین ( علیهالسلام) و یارانش وارد شده بود را به شدت محکوم نمودند . و جالب این که اکثر این زنان، کسانی بودند که شوهرانشان در سپاه کوفه، بر علیه امام به مبارزه پرداخته بودند که در ذیل به چند نمونه از آنها میپردازیم .
- زنی از قبیله بنی بکر
بعد از ظهر عاشورا، زنی از قبیله بنی بکر که همسرش در لشکر عمر بن سعد بود، از وضعیت اسراء متاثر شده، شمشیر به دست میگیرد و به سوی سپاه کوفه هجوم میبرد و به قوم خود میگوید: «ای آل بکر! دختران رسول خدا را غارت کنند، در حالی که جز خدا پناهگاهی ندارند; برای خونهای رسول خدا (صلیالله علیهو آله) قیام کنید .»
همسرش او را از آن کار منع کرد و به اردوگاه باز گرداند . (7)
- زنان بنی اسد
پس از پایان جنگ، بدنهای مطهر شهدا بر روی زمین تفتیده کربلا مانده بود، و هیچ کسی جرات نداشت که برای دفن و کفن اجساد قدم بردارد; چرا که طبق دستور عمر سعد، ماموری بر بدنها گمارده شده بود . در این وضعیت، زنان قبیله بنی اسد که در نخلستانهای نزدیک کربلا بودند، با بیل و وسایل دیگر، به سوی میدان هجوم بردند . مردان آنها با دیدن حرکتشجاعانه زنان، به کمک آمدند و به کفن و دفن شهیدان پرداختند . (8)
- ام عبدالله
او همسر «مالک بن نسیر» بود . شوهر او در روز عاشورا با شمشیر بر سر مبارک امام ضربتی زد و عرقچینی که بر سر امام بود، پاره شد و امام مجروح گردید . پس از جنگ، او عرقچین را به خانه آورد و به همسرش داد تا آن را بشوید . اما ام عبدالله گفت: «به غارت رفته پسر دختر پیغمبر (صلیالله علیهو آله) را به خانه آوردهای؟ آن را از پیش من ببر .» (9)
و این زن، بدین گونه اعتراض خویش را به عمل قبیح کوفیان و همسرش اعلام داشت .
- نوار همسر خولی
پس از آن که خولی بن یزید اصبحی سر مبارک امام را برای کسب جایزه به کوفه آورد، ابتدا آن را به خانه برد . همسرش در نهایت اعتراض، شوهرش را طرد و نسبتبه او ابراز انزجار نمود . سپس به حیاط رفت و نزدیک سر مبارک امام تا صبح بیدار نشست . در کتب تاریخی، از مشاهدات وی در این شب، نسبتبه حضور فرشتگان برای تکریم و تقدیس سر مبارک امام مطالبی آمده است . (10)
- زنان آل ابی سفیان
سخنرانیها و خطابههای پر شور حضرت زینب ( علیهاالسلام)، در مجلس ابن زیاد و یزید، موجب گردید که زنان آل ابی سفیان از این واقعه متاثر شده، مراسم نوحه سرایی و گریه و شیون برای امام حسین ( علیهالسلام) و یارانش بر پا دارند . (11) و بدین ترتیب، انزجار و اعتراض خویش را نسبتبه عمل مردان ناجوانمرد خود اعلام دارند .
- هند همسر یزید بن معاویه
پس از افشاگری زینب کبری ( علیهاالسلام)، هند که از واقعه تلخ عاشورا سخت متاثر و ناراحتشده بود، به همسرش در مورد به شهادت رساندن امام حسین ( علیهالسلام) اعتراض نمود و گفت: «ای یزید! آیا تو دستور دادهای سر حسین فرزند رسول خدا را از تن جدا کنند و بالای نیزه برند؟ آیا تو فرزند فاطمه را کشتی؟»
یزید مضطرب شد و برای گریز از کاری که کرده بود، گفت: «... خدا بکشد ابن زیاد را که او را کشت، من به کشتن او راضی نبودم .» (12)
نکته قابل تامل در این مطلب، انزجار هند، همسر یزید، از حرکتشوم همسرش میباشد که با این اعتراض، ضربه سختی بر حکومتشوهر خود وارد کرد .
اینها نمونههایی از واکنش زنان کوفه و شام به عملکرد مردانشان بود . اما بانوان دیگری هم با کردار خویش، در جبههای تبلیغی به مبارزه علیه آل ابی سفیان پرداختند . ایشان از همراهان و پیروان امام حسین ( علیهالسلام) بودند، که با اقدامات هوشیارانه، اعتراض خویش را بیان نمودند .
- رباب همسر امام حسین ( علیهالسلام)
رباب همسر امام حسین ( علیهالسلام)، دختر «امرء القیس بن عدی بن اوس» بود . او در کربلا حضور داشت و شاهد شهادت همسر و فرزند شیر خوارهاش علی اصغر بود . وی پس از کربلا و اسارت، در مدینه ساکن شد . (13)
در برخی روایات آمده است که در بازگشت اسرا به مدینه، رباب دستور داد تا سقف خانهاش را بردارند و خود و دخترش سکینه، در خانه بی سقف روزگار گذراندند . چون به او گفته میشد که از زیر آفتاب سوزان برخیز . با گریه و شیون میگفت: من با چشمان خود حسین ( علیهالسلام) را دیدم که گرمی آفتاب، بدن او را میگداخت . (14)
و این خود نوعی مبارزه و قیام علیه ستم یزید و عمالش بود . رباب با این حرکت، به تحریک احساسات و عواطف مردم پرداخت، تا زمینه را برای قیامهای دیگر مردمی فراهم سازد .
- زنان مدینه و بنی هاشم
بعد از واقعه کربلا، زنان مدینه، بر سر قبر رسول خدا (صلیالله علیهو آله) رفتند و مراسم عزاداری برپا نمودند . (15)
آنان بدون هیچ هراسی از دستگاه حاکمه، با شور و شعور، دستبه اقدامی مهم زدند . آنان با رفتن بر سر قبر پیامبر (صلیالله علیهو آله)، با زیرکی و تیزبینی، به همه نشان دادند که این فرزند رسول خداست که به شهادت رسیده است . و پس از آن تا یک سال، روز و شب، در مدینه نوحه سرایی میکردند . (16)
امام صادق ( علیهالسلام) نیز در این زمینه میفرمایند: پس از واقعه کربلا، هیچ زن هاشمی، سرمه به چشم نکشید و خضاب نکرد . دودی نیز از خانه بنی هاشم برنخاست تا پنجسال که عبیدالله بن زیاد کشته شد .» (17)
و این نشانگر نقش اساسی و مهم زنان در حفظ و تداوم نهضتحسینی بود . اینان با عزاداریهای پی در پی، در حقیقت، به مبارزه علیه حکومتبیدادگر یزید برخاستند و با حرکتهای مثبت که در نهایت لطافت و ظرافت انجام میشد، در اذهان تاثیر به سزایی گذاشتند .
زنان انصار (18) نیز به همراهی زنان بنی هاشم، زمینه را برای شروع مبارزاتی نو بر ضد دستگاه بنی امیه فراهم ساختند، و با شعور دینی و سیاسی خویش، گامی بلند در احیای نهضت عاشورا برداشتند .
2 - نقش سخنرانی و خطابههای زنان پس از قیام
علاوه بر اقداماتی که زنان در عرصه عمل انجام دادند، خطابهها و سخنرانیهای بانوان هاشمی را میتوان مهمترین عامل برای روشنگری مردم و براندازی حکومتیزید دانست; چرا که اگر نبود این افشاگریها، جامعه خفته آن روز متحول نمیگردید و ندای حقطلبی و ستیز علیه ستم، بلند نمیشد .
همان گونه که گذشت، امام سجاد ( علیهالسلام) و زینب کبری ( علیهاالسلام) بزرگترین نقش را در این زمینه ایفا کردند . آنها با اخطارها، هشدارها و بیدار باشها، ضربه سنگینی بر آل امیه وارد نمودند . اما دیگر زنان هاشمی نیز که در نهایت فصاحت و لاغتبودند، نقش مهمی در خنثیسازی تبلیغات مسموم اموی داشتند . زنانی چون ام کلثوم (19) و فاطمه صغری دختر (20) امام حسین ( علیهالسلام) و ... .
نکته قابل ذکر این که طبق آمار تاریخی، (21) زن در روز عاشورا، از سپاه و کاروان امام حسین به اسارت درآمدند، که از این عده 6 نفر غیر هاشمی و بقیه، زنان بنی هاشم بودند . (22)
اسارت این بانوان اگر چه اجباری و ناخواسته بود، ولی آنها را در موقعیتی قرار داد که توانستند پیام خود را به گوش مردم برسانند . آنان هر جا رسیدند، از فرصتها سود جسته، وقایع کربلا را بازگو کردند .
خطبههای پرنفوذ این بانوان بزرگوار، که مصداق نیکوی امر به معروف و نهی از منکر است، چنان تاثیری بر اذهان خفته مردم گذاشت که زمینه ساز تحولاتی عظیم و قیامهایی چون قیام توابین و قیام مختار گردید .
علاوه بر آن، این سخنرانیها و روشنگریها، دستاوردهای مهم دیگری نیز داشت که رسوا ساختن دستگاه حاکم، دادن روح مقاومت و ایستادگی به مردم، ایجاد وحدت و یکدلی در بین مردم جهت مبارزه و قیام، بیداری افکار و اندیشهها، تهیه عوامل سقوط رژیم، توسعه معارف اسلامی، ایجاد ارزشهای اخلاقی جدید و ... از جمله این دستاوردهاست .
تامل درباره شخصیت و موقعیت هر یک از این زنان، میتواند عظمت و بزرگی اقدامات شایسته آنان را جلوهگر نماید و درسی باشد برای زنان در عصرهای مختلف، برای وصول به اهداف عالیه اسلام .
پینوشتها:
1 - مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج 1، ص 289 .
2 - ر . ک: سید بن طاووس، لهوف، ص 165 .
3 - ر . ک: همان، ص 202 .
4 - ر . ک: هاشم معروف الحسنی، جنبشهای شیعی در تاریخ اسلام، ص 522; حسین عماد زاده، حضرت زینب کبری، ص 150 .
5 - همان، ص 522 .
6 - همان .
7 - فاطمه رجبی، زن در حماسه کربلا، ص 70 .
8 - همان، ص 74 .
9 - محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج 7، ص 3055 .
10 - حاج شیخ عباس قمی، نفس المهموم (ترجمه فارسی)، ص 478 .
11 - محمد بن جریر طبری، همان، ص 3080; حاج عباس قمی، منتهی الآمال، ج 1، ص 433 .
12 - همان، ص 3079 .
13 - حسین عمادزاده، همان، ص 307 .
14 - هاشم معروف الحسنی، همان، ص 522 .
15 - حاج شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ج 1، ص 344 .
16 - همان، نفس المهموم، ص 302 .
17 - همان، ص 604 .
18 - ر . ک: هاشم معروف الحسنی، همان، ص 528 .
19 - ر . ک: سید بن طاوس، لهوف، ص 178; علی نظری منفرد، قصه کربلا، ص 438 .
20 - ر . ک: همان، ص 172 .
21 - علی نظر منفرد، همان، ص 405
منبع : http://noorelahi.parsiblog.com
حماسه عاشورا را زنان و مردانى ساختند كه مرگ سرخ و شهادت را بر زندگى ذلتبار ترجيح دادند تا گلواژه آزادى و آزادگى همواره در تاريخ سبز بماند.
در اين حماسه خونين بيشتر به نقش آفرين مردان و يارانى كه در ركاب حضرت به فوز عظيم شهادت نايل شدند توجه شده است و نقش زنان كمتر مورد توجه بوده است. تنها در حماسه عاشورا از اسوه صبر و مقاومت زينب كبرى (س) و نقش وى در پيام رسانى صحبتشده است و نقش ديگر زنان حماسه شعور و شرف و آزادگى مورد غفلت واقع شده است، از اين رو در اين مقاله به معرفى اجمالى زنان حماسهساز در نهضت عاشورا مىپردازيم.
بدون ترديد در طول تاريخ اسلام و به ويژه تشييع زنان از سهم بسزايى برخوردار بودهاند و عاشورا نيز برههاى از همين تاريخ سراسر صبر و ايثار و مقاومت و خودآگاهى است. زنان مسلمانان از بدو تولد اسلام به جهانيان نشان دادند كه از آگاهى و شناخت و شعور برخوردارند و بر خلاف آنچه سردمداران دفاع حقوق زن مىپندارند، زن مسلمان نه عروسك حرمسرا و نه موجودى به دور از واقعيتها و مسايل اجتماعى و سياسى و نظامى است و تاريخ عاشورا بيانگر اين واقعيت است، چنانكه زمانى كه افرادى چون عمر سعد در انتخاب صراط مستقيم راه را گم كردند و افرادى چون زهير بن قين كه در يارى امام دچار ترديد شده بودند، زنانى چون دلهم ( همسر زهير ) شوهرش را به يارى امامش دعوت كرد و او را از تنگناى امتحان سرفراز بيرون آورد. نيز زنانى چون ام وهب و بانوى غيريه قاسطيه كه شجاعت در ركابشان مردانگى آموخت.
در حقيقت نقش زنان در حماسه عاشورا همچون خود عاشورا جاويد خواهد ماند و آنان براى هميشه تاريخ بر بار شيعه بهترين الگوى ايمان و ايثار و اخلاص و فداكارى خواهند بود.
زنان در عاشورا
نقش زنان در حادثه خونبار عاشورا از ابعاد گوناگونى برخوردار است كه به بعضى از آنها اشاره مىشود:
1- مشاركت در جهاد
شركت در جبهه پيكار و همدلى با نهضت مردانه امام حسين(ع) و مشاركت در ابعاد مختلف آن، از جلوههاى اين حضور است. از همكارى طوعه در كوفه با نهضت مسلم و همراهى همسران برخى از شهداى كربلا گرفته تا اعتراض و انتقاد برخى همسران سپاه كوفه به جنايتهاى شوهرانشان مثل خولى نمونههايى از اين دست است.
2- آموزش صبر
روحيه مقاومت و تحمل زنان در مقابل شهادت مردان اسلام در كربلا از درسهاى نهضت عاشورا بود كه اوج اين صبورى در رفتار زينب كبرى(س) جلوهگر شد. آموزش صبر و مقاومتحماسه عاشورا در زنان آگاه و مبارز متجلى شده و در طول جنگ تحميلى زنان مبارز و فداكار انقلاب اسلامى ايران نشان دادند كه آموزش صبر و مقاومت را از شير زنان كربلا به خوبى آموختهاند.

3- پيام رسانى
افشاگرى جنايات يزيديان چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشتبه مدينه، به معناى پاسدارى از خون شهدا بود. افشاگرى بانوان به دو صورت، خطبه و گفتگوهاى پراكنده صورت پذيرفت، و اگر پيام رسانى زينب كبرى(س) و بقيه زنان نبود، امروز حماسه عاشورا به اين روشنى براى شيعه تجلى نمىكرد و چه بسا آن واقعه عظيم عقيم مىماند.
4- روحيه بخشى
يكى از مسايل مهمى كه در هر جنگى مورد توجه بوده است، روحيه جنگاوران است و زنان اين مهم را بر عهده داشتند چه در جنگهاى صدر اسلام و چه در جنگهاى ديگر.
در كربلا نيز حضور تشويقآميز زنان در جبهه به رزمندگان روحيه مىبخشيد و همسران و مادران شهدا آنها راتشويق به يارى امام معصوم مىكردند، مانند ام وهب كه خودش وارد ميدان شد و با سر جگرگوشهاش يكى از يزيديان را به هلاكت رساند و اين روحيه بخشى بعد از چهارده قرن در هشتسال مقاومت جنگ ايران عليه كفر باعثشد كه زنان ايرانى درسى را كه از زينب(س) و زنان عاشورا گرفته بودند، به نحو احسن باز پس دهند.
5- پرستارى
رسيدگى به بيماران و مداواى مجروحان از ديگر نقشهاى زنان در جبههها، از جمله در حماسه عاشورا است.نقش پرستارى و مراقبتحضرت زينب (س) از امام سجاد(ع) يكى از اين نمونههاست.
6- مديريت
بروز صحنههاى دشوار و بحرانى، استعدادهاى افراد را شكوفا مىسازد. نقش حضرت زينب (س) در نهضت عاشورا و سرپرستى كاروان اسرا، درس مديريت در شرايط بحران را مىآموزد. وى مجموعه بازمانده را در راستاى اهداف نهضت، هدايت كرد و با هر اقدام، خنثى كننده نتايج عاشورا از سوى دشمن مقابله كرد و نقشههاى آنان را خنثى ساخت.
7- حفظ ارزشها
درس ديگر زنان قهرمان در كربلا، حفظ ارزشهاى دينى و اعتراض به هتك حرمتخاندان نبوت و رعايت عفاف و حجاب در برابر چشمهاى آلوده بود. زنان اهل بيت، با آنكه اسير بودند و لباسها و خيمههايشان غارت شده بود و با وضع نامطلوب در معرض ديد تماشاچيان بودند، اما اعتراضكنان، بر حفظ عفاف تاكيد مىورزيدند. ام كلثوم در كوفه فرياد كشيد كه آيا شرم نمىكنيد براى تماشاى اهل بيت پيامبر جمع شدهايد؟ وقتى هم در كوفه در خانهاى بازداشتبودند، زينب اجازه نداد جز كنيزان وارد آن خانه شوند. در سخنرانى خود در كاخ يزيد نيز به گرداندن، شهر به شهربانوان،اعتراض كرد و فرمود: «آمن العدل يابن الطلقاء تخد يرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبايا قد هتكتستورهن و ابديت وجوههن يحدوبهن الاعداء من بلد الى بلد و يستشرفهن اهل المناهل و المكاتل و يتصفح وجوههن القريب و البعيد و الغائب و الشهيد»
اى پسر آزاد شده، آيا در پشت پرده قرار دادن زنان و كنيزان خود و جلو انداختن دختران رسول خدا به صورت اسير از عدل است. تو پرده آنان را دريدى، چهرههايشان را آشكار ساختى، از شهرى به شهرى مىرانى، رهگذران و بامنشينهابه تماشايشان مىايستند و آشنا و بيگانه و حاضر و غايب به سيماى آنان خيره مىشوند.
8- تغيير ماهيت اسارت
آنان اسارت را به آزادى تبديل كردند و در قالب اسارت، به اسيران واقعى درس حريت و آزادگى دادند و مفهوم اسير در اذهان را به گونهاى ديگر تغيير دادند.
9- عمق بخشيدن به بعد عاطفى و تراژديك كربلا
گريهها، شيونها، عزادارى بر شهدا و تحريك عواطف مردم به ماجراى كربلا عمق بخشيد و بر احساسات تاثير گذاشت و از اين رهگذار ماندگارتر شد.
منبع : www.ashoora.ir

واقعه عاشورا گرچه حقيقتاً تلخ و جانسوز است اما در درون خود تابلوي زيبايي است از آزادگي و شناخت انسانها و همچنين بزرگي مقام زن، دوشادوش زن و مرد را ميتوان به شكل كامل در حادثه كربلا مشاهده كرد.
مردان در صحنه نبرد جنگيدند به شهادت رسيدند و زنان پيام ايشان را شهر به شهر ابلاغ كردند و به اسيري رفتند.
نميتوان بدون تعمق اين جمله را بر زبان جاري ساخت بي آنكه مفهوم عميقاش را دريافت. وقتي مطرح ميشود كه «كربلا ميمرد اگر زينب نبود» در اين كلام رازي نهفته است كه نياز به شناخت مكتب عظيم عاشورا دارد.
براي شيعيان عاشورا روز حزن و ماتم زمين و آسمان است. اما براي عاشورائيان (شيعيان آگاه بر مكتب عاشورا) عاشورا روز عمل است، روزي كه هر آنچه در دين اسلام عنوان شده است در صحنه عمل اجرا ميشود و شكل كاربردي مييابد. يكي از جريانهاي مؤثر در پيشرفت نهضت عاشوار حضور قوي و مؤثر زنان بود كه به گونهاي قلم بطلان بر كجانديشيهاي جامعه آن روزگار درباره زنان كشيده شد. در كربلا هر آنچه كه مورد تقاضاي يك زن است ديده ميشود.
1- حق انتخاب 2- آزادي بيان و عقيده 3- آزادي عمل 4- حضور (آنچنان كه خود ميخواهند)
در كربلا زن و مقامش رنگ و بويي از ضعف و پژمردگي ندارد. زن ناآگاه در صحنه كربلا حضور ندارد، ميداند كجاست و چه ميخواهد و به كجا ميرود، هر زني كه در آن صحنه حاضر است در معني حقيقي كلام زن است مصمم و آگاه و صاحب آگاهي متفاوتي نسبت به ساير زنان جامانده از مكتب عاشورا است.
زن صرفاً موجودي نيست كه به واسطه ضعف متكي بر مرد باشد بلكه با تفكرات خويش ميتواند در مقام يك شريك زندگي، همسرش را از ترديدهاي زندگي برهاند.
همسر زهير بن قين نمونهاي عالي است از يك زن كه با كلام بهموقع خويش همسرش را به جانب امام حسين(عليهالسلام) رهسپار نمود. آنگاه كه زهير مردد بود كه در جواب فرستاده امام كه او را به حضور ميطلبيد چه بگويد. همسرش دختر عمرو با ناراحتي به او گفت «سبحان الله! پسر پيغمبر تو را به حضور ميطلبد و تو نميروي؟!...»
همسر زهير با درايت خويش و با اصرار در مجاب نمودن شوي خويش او را به حضور امام روانه ساخت.
در كربلا تابلوي ديگري نيز وجود دارد و آن تأثير تربيت زنان بر مردان است كه در روز عاشورا تربيت شدگان در دامان مادراني آگاه، پاسدار آنچه كه آموخته بودند شدند و اين امر بيانگر جامعهساز بودن زنان است.
مادر وهب بن جناح دانشآموخته مكتب اسلام فرزندش را در چنين مكتبي پرورش داد. روز عاشورا وهب به ميدان رزم رفت و پس از نبردي مردانه به سوي مادر آمد و از او پرسيد «آيا از من راضي نشدي؟!»
و مادر وهب در پاسخ گفت: از تو راضي و خشنود نميشوم مگر آنكه در ياري حسين(ع) كشته شوي.
شايد نگاه ناآشنا با مكتب اسلام و عاشورا نتواند اين رفتار را درك كند اما واقعيت چيز ديگري است. زنان فرزندانشان را پرورش ميدهند كه از ارزشها دفاع نمايند و شجاعت و ايمان و شهادت را از بدو كودكي به كودكانشان ميآموزند. واقعه عاشورا، مصيبتي بود براي اهل حرم و زنان كاروان، گر چه زنان را داغدار نموده بود و اينك به اسيري ميرفتند اما به آن معنا نبود كه به دليل فشارهاي رواني از خويشتن غافل شوند و خود را به دست مصائب بسپارند. متانت و وقار اسرا حاكي از تسلط ايشان به خويشتن است كه در بحرانيترين شرايط حافظ ارزشهايشان باشند. حميدبن مسلم از راويان كربلا ميگويد:
«در غارت خيمهها ميديدم زنان و دختران حسين در ندادن روپوشهاي خود سخت پافشاري ميكردند و نميگذاشتند بهسادگي چادر و معجرشان را از سربربايند...» چنان اين امر بر ايشان مهم است كه در اولين فرصت از عمروبنسعد هيچ خواسته ديگري ندارند جز بازگرداندن چادر و روپوشهاي به غارترفتهشان.
حفظ حجاب به عنوان يك ارزش اسلامي، زنان عاشورا را مأمور كرد تا رسالت خويش را در دفاع از حريم خويش به پايان برند.
جالب است كه بدانيم جامعه آن روز با توجه به دعوت اسلام و ارزشگذاري عظيم براي زنان همچنان زن را به مانند موجودي ضعيف و قابل ترحم مشاهده ميكرد و زنان حرم امام حسين(ع) اين تفكرات را به يكباره در هم شكستند و با قاطعيت و صلابت خويش حضور مقتدر زن در عرصه اجتماعي را به نمايش گذاشتند. به نوعي عصر عاشورا صحنه نمايش قدرت زنان بود. در جامعهاي كه حتي مردانش از شرايط زمان ناآگاه بودند و جرأت بر زبان آوردن كوچكترين حقي را نداشتند حرم امام حسين با آگاهي خويش از اوضاع سياسي و اجتماعي به مقابله با افكار نادان زمانه پرداخت، عزت نفسي كه در سختترين لحظات از خاندان پيغمبر مشاهده شد. به راستي وجود چنان عزت نفسي است كه ميتواند ميل سركشي انسان را مهار سازد. آن هنگام كه يكي از تماشاچيان كوفه دلش به حال اسرا به رحم آمد و مقداري طعام برايشان آورد كلثوم با اقتدار و كلامي محكم فرمود: ما از خانواده پيغمبر هستيم و صدقه شامل حال ما نميشود و كودكان را دستور به بازگرداندن هر آنچه گرفته بودند، نمود و سپس فرمود: مردانتان مردان ما ميكشند و زنانتان بر ما گريه ميكنند. آن گاه امكلثوم پيام خويش را ابلاغ ميكند و از پشت پرده خطبهاي را براي مردم كوفه ميخواند: «اي اهل كوفه واي به حال شما، چرا حسين را كوچك شمرده و او را كشتيد و اموالش را به غارت برديد و زنان او را اسير نموديد و آنگاه بر او گريه ميكنيد؟ واي بر شما! هلاكت و بدبختي بر شما !...»
و اما حضرت زينب اسوه صبر و مقاومت، تكميل كننده قيام عاشورا و يگانه بانوي قهرمان كربلا در ارسال پيام عاشورا بود. وي كه پاسدار ارزشهاي اسلام به شمار ميآمد با وجود آنكه داغ عزيزترين بندگان خدا را در دل داشت سربلند و با اقتدار در مواجهه با شهادت خاندانش برخورد نمود. آنگاه كه در كنار پيكر مطهر امام حسين(عليهالسلام) قرار ميگيرد حضرت را قرباني اندكي در پيشگاه خداوند ميداند و از خداي خويش ميخواهد كه پذيراي اين قرباني باشد و در پاسخ ياوهگويان كه به تمسخر از آن اسوه صبر و مقاومت پرسيدند چه ميبينيد؟ حضرت زينب حقيقتي را كه نهفته در واقعه عاشورا است بيان ميكند و به راحتي ميگويد كه: «چيزي نميبينم جز زيبايي.» در نگاه حضرت زينب دفاع از ارزش شهادت در راه خدا زيبايي است.
سخنراني اين بانوي بزرگوار در مجلس يزيد ماهيت حكومت ظلم را آشكار ساخت و راه مبارزه را بر ديگران نمايان كرد: «هان اي يزيد آيا گمان ميكني كه چون زمين و آسمان را بر ما تنگ كردي و ما را شهر تا شهر مانند اسيران كوچ دادي از منزلت ما كاستي و بر حشمت و كرامت خود افزودي و قرب خود را نزد حضرت يزدان به زيادت كردي... فراموش كردي فرمايش خدا را كه فرموده البته گمان نكنند آنانكه كفر ورزيدند كه مهلت دادن ما ايشان را بهتر است از براي ايشان. همانا مهلت داديم ايشان را تا بر گناه خود بيفزايند و از براي ايشان است عذابي مهين. آيا از طريق عدالت است اي پسر آزادشدگان كه زنان و كنيزان خود را در پس پرده بداري و دختران رسول خدا را چون اسيران شهر به شهر بگرداني؟! همانا پرده حشمت و حرمت ايشان را هتك كردي... . بدون آنكه جرمي بر خود داني... با چوبي كه در دست داري به دندانهاي ابيعبدالله سيد جوانان بهشت ميزني... اي يزيد! قسم به خدا كه نشكافتي مگر پوست خود را و نبريدي مگر گوشت خود را.... و كافي است ترا خداوند از جهت داوري... .
يزيد در مقابل سخنان قاطع حضرت زينب خاموش مانده بود و حضرت زينب حقيقت ماجرا را كه همانا استواري حكومت وي بر پايههاي ظلم است آشكار ساخت. به راستي بانوي بزرگ اسلام وجدانهاي خفته و خموش را بيدار ساخت و روح مرده مقاومت را در مردم زنده نمود و ترسي را كه بر جان مردم مستولي گرديده بود از ميان برد و از آن پس است كه ما شاهد قيامهاي مختلف عليه ظلم هستيم. زيرا اينك مردم الگويي براي حقگويي و حقطلبي يافته بودند.
حقيقتي ژرف است اين كلام «كربلا ميمرد اگر زينب نبود» و حضور زنان در به ثمر رسيدن اين نهضت غيرقابل ترديد ميباشد.
منابع:
1- منتهي الامال- شيخ عباس قمي- خطبه حضرت زينب در مجلس يزيد
2- اللهوف سيدبنطاووس ترجمه بخشايش
3- امام حسين(ع) و ايران- ماركودرت فشيلر- نشر جاويدان
